فرهنگ و هنر

گوگوش و مرغ سحر

منتشرشده در به‌روزرسانی شده در

151018115453_12

پخش تلویزیونی نما آهنگ مرغ سحر با صدای گوگوش واکنشهایی عمدتا منفی میان مخاطبان داشته و به نظر می رسد کمتر با استقبال مثبتی روبرو شده است.

گوگوش سال گذشته در کنسرتش در ومبلی لندن هم ترانه مرغ سحر را اجرا کرده و گفته بوده از کودکی آرزوی خواندن این ترانه را داشته است. یکی از حاضران کنسرت می گوید وقتی گوگوش مرغ سحر را خواند «حال همه گرفته شد».

اینکه «حال» همه یا دست کم عده زیادی «گرفته شده» به نظر می رسد به میزان زیادی ناشی از خاطره ای باشد که ایرانیان از مرغ سحر دارند و اینکه اجرای گوگوش نه تنها این خاطره را تداعی نکرده بلکه چه بسا در تقابل با آن هم قرار گرفته و لاجرم، مهر مردود خورده باشد هرچند بر اساس همین خاطره جمعی، اگر صدای تازه ای از مرغ سحر گوگوش به گوش شنوندگان می رسید، می توانست خود خاطره آفرین باشد و بر دلها نشیند و درخشش بیشتری بر نام «شاه ماهی» موسیقی ایران بیفزاید.

دلیل این مدعا این است که خاطره جمعی امروز ایرانیان از مرغ سحر نه با قمر الملوک وزیری، نخستین خواننده این ترانه، که با محمدرضا شجریان گره خورده است که خود در گاهشمار این ترانه قدیمی، نامش در اواخر فهرست خوانندگان مرغ سحر جای می گیرد.

ترانه شکست آرمانها

مرغ سحر در تاریخ موسیقی ایرانی جایگاهی ویژه و والا دارد و از یادگارهای یکی از گلوگاههای مهم تاریخ ایران است، عصری که هنر و سیاست با هم گره خورده و «ترانه اعتراضی» متولد شده بود.

مرغ سحر را مرتضی نی داوود ساخت و ملک الشعرای بهار روی آن کلامی سرود تا اعتراضی باشد به روزگاری که برای روشنفکران ایرانی سرشار از نا امیدی بود، روزگاری که ایران از دوران تیره آشفتگی می رفت تا به دوران به زعم آنان تیره تر استبداد وارد و صداهای آزادیخواهانه در آن خفه شود.

قمر اولین کسی بود که مرغ سحر را اجرا کرد
قمر اولین کسی بود که مرغ سحر را اجرا کرد

کامیار عابدی، پژوهشگر ادبیات معاصر معتقد است که مرغ سحر، ترانه شکست آرمانها و شعارهای انقلاب مشروطه و متاثر از شعارهای پیروان مرام اشتراکی در فضای برخاسته پس از انقلاب کمونیستی اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه است (در انتظار سحر،‌ کامیار عابدی، مهرنامه، شماره ۱۴، مهر

۱۳۹۰).

مرغ سحر با نقطه عطف مهمی هم در تحول فرهنگ معاصر ایرانی همراه بود. در اولین اجرای عمومی این ترانه بود که برای نخستین بار، زنی بی حجاب روی صحنه رفت و آواز خواند.

با اینکه نظمیه تهران برای کنسرت مجوز صادر کرده بود اما قمر را به محض اینکه از گراند هتل، محل اجرای کنسرت خارج شد، گرفتند و به کلانتری بردند و از او تعهد کتبی گرفتند که دیگر کنسرت ندهد و بی حجاب به جایی نرود.

مرغ سحر در همان سالهای نخست روی کار آمدن رضا شاه پهلوی روی صفحه ضبط و منتشر شد اما تا حدود نیم قرن، شاید به این دلیل که اساسا در اعتراض به رضا شاه ساخته شده بود، چندان نشانی از آن به چشم نمی خورد تا اینکه در سالهای دهه پنجاه خورشیدی عصر تازه ای در ترانه اعتراضی آغاز شد و مرغ سحر بار دیگر جان گرفت.

مرغ سحر و مدرنیته

بیشتر اجراهای مرغ سحر در این چهل سال با هر خواننده ای که بوده، از ملوک ضرابی گرفته تا شکیلا و از محمدرضا شجریان گرفته تا شادمهر عقیلی، چه در فرم و چه در

ساختار به مرتضی نی داوود وفادار مانده و کمابیش به همان شیوه قمرالملوک وزیری این ترانه را اجرا کرده اند.

اجرای هنگامه اخوان همراه با تار محمدرضا لطفی در برنامه گلهای تازه رادیو ایران به عنوان نزدیکترین اجرا به شیوه قمر زبانزد شده است.

برخی آهنگسازان هم این ترانه را در همان ساختار سنتی اش به شیوه مدرنتری تنظیم کرده اند که موفقترینشان فرامرز پایور بوده است. فرامرز پایور مرغ سحر را با سازبندی (ارکستراسیون) منحصر به فرد خود و به شکل چپ کوک (ماهور فا) برای صدای نادر گلچین تنظیم کرد که در برنامه گلهای تازه از رادیو ایران پخش شد و از اجراهای موفق این ترانه شد.

تنظیم دیگری هم (احتمالا به دست جهانبخش پازوکی) انجام گرفت که در آن شیوه هماوایی (هارمونی دو صدایی) به کار رفته و با صدای هوشمند عقیلی ضبط شده است.

گروه کیوسک هم در سالهای اخیر تنظیمی چندصدایی (پلی فونیک) از مرغ سحر را با صدای محسن نامجو اجرا کرد که ضرباهنگ (ریتم) ترانه در آن از شش هشتم سنگین به دو چهارم تغییر یافت و بمترین گام برای آن انتخاب شد (ماهور لا). این اجرا با اینکه از لحاظ سازبندی و به کارگیری فن چندصدایی با همه اجراهای پیشین متفاوت بود اما عرضه و بیان ترانه، همچنان در چارچوب سنتی باقی ماند.

شجریان در بسیاری از کنسرت‌های خود مرغ سحر را اجرا کرده است
شجریان در بسیاری از کنسرت‌های خود مرغ سحر را اجرا کرده است

مدرنترین اجرای مرغ سحر را سالها پیشتر فرهاد مهراد عرضه کرده بود. فرهاد مهراد با همراهی تنها یک گیتار، بی آنکه بر ساختار اثر مرتضی نی داوود خدشه ای وارد کند، این ترانه را با شیوه و بیانی کاملا مدرن عرضه کرد. مرغ سحر فرهاد مهراد هنوز متفاوت با تمام اجراهای این ترانه و در قامتی مدرنتر از همه آنها ایستاده است.

اما در کنسرت محمدرضا شجریان در سال ۱۳۶۹ در آمریکا بود که مرغ سحر به نام او ثبت شد و از آن پس نیز ایرانیان، مرغ سحر را به نام او می شناسند.

محمدرضا شجریان و نوازندگان همراهش این ترانه را در سنتی ترین شکلش و به همان شکلی اجرا کردند که بیش از شش دهه پیشتر در تالار گراند هتل تهران روی صحنه رفته بود. شاید در ثبت مرغ سحر به نام محمدرضا شجریان، بیش از توانایی بی بدیل او در اجرای ترانه های سنتی، شرایط و اوضاع زمانه موثر بود.

محمدرضا شجریان در زمانه ای مرغ سحر خواند که هنوز از فتوای مشهور آیت الله خمینی که موسیقی سنتی ایرانی را از محاق بیرون آورد و سازها را از پستوها بیرون کشید، حتی دو سال هم نمی گذشت. جنگ پایان یافته، آیت الله خمینی درگذشته و عصر انقلابی گری جایش را به «دوران سازندگی» داده و گشایشی نسبی در عرصه فرهنگ ایجاد شده و بذر امید در دلها کاشته بود.

کنسرتها در داخل و خارج رونق گرفته بود و محمدرضا شجریان پس از سالها روی صحنه می رفت و چهره در چهره علاقمندانش قرار می گرفت. مرغ سحر این بار نه با نا امیدی که با امید خوانده می شد و نغمه اش بر دلها می نشست.

مرغ سحر بابک امینی و گوگوش

با چنین سابقه ای، مرغ سحر میراثی ملی شده که دست زدن به آن، شجاعتی می خواهد همراه با قابلیت، مهارت و خلاقیت. بابک امینی هم با تنظیم مرغ سحری تازه برای صدای گوگوش چنین جسارتی به خرج داده اما آیا از عهده برآمده است؟

بابک امینی فرم ترانه را از سنتی به پاپ تغییر داده و برای اینکه بیانی مدرن از آن عرضه کند از فن چندصدایی (پلی فلونی) بهره برده، فقط از سازهای غربی استفاده کرده، پرده های سنتی ایرانی را با گام غربی تطبیق داده است.

چون اولين صفحه با صداى ملوك ضرابى بوده اين تصور وجود داشته كه اولين اجرا هم مال ملوك ضرابى بوده است
چون اولين صفحه با صداى ملوك ضرابى بوده اين تصور وجود داشته كه اولين اجرا هم مال ملوك ضرابى بوده است

تا اینجای کار را گروه کیوسک هم قبلا انجام داده بود. باز هم مانند گروه کیوسک، ضرباهنگ مرغ سحر را تغییر داده اما به جای ریتم دو چهارم، چهار چهارم (معروف به ریتم مارش) را انتخاب کرده است، ضرباهنگی که در قاموس موسیقی، بیانگر استواری، قدرت و آرامش درونی و برونی است. این ریتم وقتی با جمله بندیهایی همراه می شود که برای ارکستر نوشته، بر فاصله میان اجرای ترانه با محتوا و مضمون آن بشدت می افزاید.

بابک امینی گرچه کوشیده با استفاده از ساز فلوت، صدای پرنده (در این جا: مرغ سحر) را تداعی و فضاسازی کند اما موتیفهایی که برای ارکستر نوشته، با محتوا ارتباط برقرار نمی کند (موتیف به جملات کوتاهی در موسیقی گفته می شود که حس و حالتی را بیان می کند). چه در پیش درآمد (اوورتور) و در چه در متن ترانه، ارکستر فضائی کاملا متفاوت و بی ربط با محتوای ترانه می سازند.

موتیفهایی را که بابک امینی نوشته، آهنگسازان همواره برای تداعی ورود به فضائی شاد و پر امید به کار برده اند، تا آنجا که این موتیفها به کلیشه ای رایج در موسیقی فیلم برای ساخت چنین فضاهای ذهنی تبدیل شده و چنان جا افتاده اند که شنونده هم با شنیدن مرغ سحر بابک امینی همان حس شادی و امید برایش تداعی می شود که ربطی به شکوه های نومیدانه شاعر ترانه ندارد.

شعر مرغ سحر، گفتگویی میان شاعر و مرغی در قفس است. هر دو مایوس و نا امید. شاعر از بلبل پربسته می خواهد از کنج قفس بیرون آید و نغمه بسراید اما مرغ محبوس به جای نغمه آزادی، آه و ناله سر می دهد تا آنجا که شاعر که بیش از پیش نا امید شده و داغ دلش هم تازه تر، به تنگ می آید و از او می خواهد که بس کند و شرح هجران، کوتاه.

نه تنها هیچ اثری از این گفتگوی دلخراش و فضای تیره ای که در ذهن می سازد در تنظیم بابک امینی نیست بلکه ارکستر درست عکس این فضا را ترسیم می کند و خواننده هم به نظر نمی رسد به بیان محتوای ترانه کمکی کرده باشد.

همه خوانندگانی که مرغ سحر خوانده اند به این نکته توجه داشته اند که در این ترانه دو بار راوی عوض می شود و این تغییر راوی باید با تغییر لحن تداعی شود. اما به نظر می رسد گوگوش این نکته را کاملا نادیده گرفته و در بیان روایی او، تغییر لحنی شنیده نمی شود. گویی گوگوش بیشتر مشغول زمزمه با خود است تا با «مرغ سحر».

تنها بخشی از ترانه که ارکستر و خواننده با پیام و محتوای «مرغ سحر» ارتباط برقرار می کنند و به نظر می رسد که تنظیم، موفق عمل کرده است، بخشی است که در گوشه دلکش دستگاه ماهور اجرا می شود (نوبهار است گل به بار است …) و ارکستر و خواننده توانسته اند سرگشتگی و درماندگی پرنده ای در قفس را بخوبی بیان کنند.

هرچند در اجرای تحریرها در این بخش و بخصوص اوج گرفتن صدای خواننده در پایان اثر و فرود بر نت شاهد (سی بالا) به نظر می رسد که صدای خواننده دقت لازم را ندارد.

در نتیجه، اگر مرغ سحر بابک امینی و گوگوش با استقبال گرمی روبرو نشده، تنها از روی تعصب بر پیوند این ترانه با نام محمدرضا شجریان نیست بلکه در خود اثری که عرضه شده هم باید دنبال علت گشت. واکنشهای منفی که به این «مرغ سحر» نشان داده شده را نما آهنگی که ترانه با آن پخش شده نیز تشدید کرده است زیرا هیچ ارتباطی میان «نما» و «آهنگ» در آن دیده نمی شود.

نوید کرمانی جایزه صلح ناشران آلمان را دریافت کرد

منتشرشده در به‌روزرسانی شده در

در آخرین روز برگزاری نمایشگاه جهانی کتاب فرانکفورت نوید کرمانی، خاورشناس ایرانی-آلمانی، جایزه صلح ناشران آلمان را دریافت کرد. او در نطق تشکر خود از «تلاش ناکافی جامعه بین‌الملل برای حل بحران در سوریه و عراق» انتقاد کرد.

0,,18789545_303,00

جایزه صلح ناشران آلمان در سال ۲۰۱۵ به نوید کرمانی، نویسنده و خاورشناس ایرانی-آلمانی، اعطا شد.

نوید کرمانی در سخنرانی خود به مناسبت دریافت جایزه صلح ناشران آلمان، از جامعه بین‌الملل خواست که به جنگ در سوریه و عراق پایان دهد.

او در مراسمی که روز یکشنبه (۱۸ اکتبر/ ۲۶ مهر) با حضور یک‌هزار نفر در کلیسای پاول فرانکفورت Paulskirche بر پا شد، گفت که بدین منظور گام‌های بسیار مصممانه‌تر دیپلماتیک و نیز حتی گام‌های نظامی لازم هستند: «آیا یک برنده جایزه صلح مجاز هست که به جنگ فرا بخواند؟ من به جنگ فرا نمی‌خوانم، فقط به این اشاره می‌کنم که جنگی در میان است و ما به عنوان نزدیکترین همسایگان آن باید در مقابلش موضع و شاید حتی موضع نظامی بگیریم. هر چه هست باید بسیار مصمم‌تر از موضع تاکنونی‌مان که دیپلماتیک و مدنی بوده است موضع بگیریم، زیرا پایان این جنگ دیگر فقط در سوریه و عراق امکان‌پذیر نیست.»

کرمانی که در خانواده‌ای ایرانی در شهر «زیگن» به دنیا آمده و در «کلن» زندگی می‌کند، گفت: «تنها در صورتی که جوامع ما این سفاهت را دیگر نپذیرند، دولت‌ها دست به عمل خواهند زد.»

او افزود که جنگ تنها توسط قدرت‌هایی می‌تواند پایان گیرد که پشت ارتش‌ها و شبه‌نظامیان متخاصم ایستاده‌اند و از جمله این قدرت‌ها ایران، ترکیه، کشورهای حاشیه خلیج فارس، روسیه و نیز غرب هستند.

کرمانی گفت: «احتمال دارد که ما هر کاری هم که اکنون بکنیم اشتباه باشد، اما بزرگترین اشتباه را در صورتی خواهیم کرد که همچنان هیچ کاری در برابر قتل عامی که در نزدیکی خانه اروپا رخ می‌دهد – به دست «دولت اسلامی» و به دست رژیم اسد – نکنیم یا تنها اقدامی اندک انجام دهیم.»

جایزه صلح ناشران آلمان؛ از آسیه جبار تا نوید کرمانی نوید کرمانی (۲۰۱۵) برنده‌ی جایزه صلح ناشران آلمان در سال ۲۰۱۵ نوید کرمانی است که در سال‌های اخیر آثار متعددی منتشرکرده است. دین و زندگی در جوامع چندفرهنگی و همچنین جایگاه فردیت در دنیای مدرن از مشغله‌های ذهنی نوید کرمانی است. ناشران آلمان از او به عنوان
جایزه صلح ناشران آلمان؛ از آسیه جبار تا نوید کرمانی
نوید کرمانی (۲۰۱۵)
برنده‌ی جایزه صلح ناشران آلمان در سال ۲۰۱۵ نوید کرمانی است که در سال‌های اخیر آثار متعددی منتشرکرده است. دین و زندگی در جوامع چندفرهنگی و همچنین جایگاه فردیت در دنیای مدرن از مشغله‌های ذهنی نوید کرمانی است. ناشران آلمان از او به عنوان «یکی از مهم‌ترین صداها در جامعه آلمان» یاد کرده و معتقدند که کرمانی از جامعه آلمان می‌خواهد که زندگی صلح‌آمیز انسان‌ها با پیشنه‌های ملی و مذهبی متفاوت را میسر کند.

جایزه صلح ناشران آلمان از سال ۱۹۵۰ جزو معتبرترین جوایز ادبی و فرهنگی این کشور به شمار می‌رود. این جایزه برای ارج نهادن به نویسنده، هنرمند یا دانشمندی در خارج یا داخل آلمان اهدا می‌شود که در حوزه کاری خود، سهمی در تحقق ایده صلح ادا کرده باشد.

نوربرت میلر، ادیب و هنرشناس آلمانی، در نطق ستایش‌آمیز خود هنگام اهدای جایزه به نوید کرمانی گفت: «هیئت داوران جایزه صلح را در زمانی به نوید کرمانی اهدا می‌کند که موج فرار از سرزمین‌ها ابعادی چون کوچ جمعی اقوام را پیدا کرده است. من خوشحال و سرفرازم از اینکه به نام همه‌مان به او تبریک بگویم.»

میلر پیش از این ضمن اشاره به گزارش‌هایی که نوید کرمانی از جمله درباره وضعیت پناهجویان تهیه کرده، گفته بود که این خاورشناس ایرانی- آلمانی در دو حوزه فرهنگی می‌زید و می‌اندیشد.

مبلغ جایزه صلح ناشران آلمان ۲۵ هزار یورو است که از سوی اتحادیه کتابفروشان و ناشران آلمان تامین می‌شود. مراسم اهدای این جایزه، همه ساله پس از پایان نمایشگاه کتاب فرانکفورت، در محل کلیسای پاول برگزار می‌شود.

از معروف‌ترین دریافت‌کنندگان جایزه صلح ناشران آلمان می‌توان به آلبرت شوایترز (۱۹۵۱)، هرمان هسه (۱۹۵۵)، آسترید لیندگرن (۱۹۷۸)، زیگفرید لنتس (۱۹۸۸)، ماریو وارگاس یوسا (۱۹۹۶)، یورگن هابرماس (۲۹۹۱) و اورهان پاموک (۲۰۰۵) اشاره کرد.

سال گذشته این جایزه به جرون لنیر، نویسنده آمریکایی و یکی از پیشگامان و پیشتازان تحقیق در فضای مجازی تعلق گرفت. هیئت داوران در توضیح چرایی اهدای این جایزه اعلام کرده بودند که لنیر، سهمی به سزا در شناساندن خطرات دنیای دیجیتال برای زندگی آزاد افراد ادا کرده است.

نوید کرمانی در رشته‌های خاورشناسی، فلسفه و تئاتر تحصیل کرده و دارای درجه فوق دکترا در رشته خاورشناسی است.

تراشیدن موی سر با طرح «یا حسین» در آرایشگاه​های مردانه ممنوع است

منتشرشده در به‌روزرسانی شده در

رئیس اتحادیه آرایشگاه​های مردانه می​گوید، با آرایشگرانی که به تراشیدن موی سر با مضامینی چون «یا حسین» اقدام کنند، به شدت برخورد خواهد شد. او به برداشتن زیر ابرو و استفاده از رژ لب زیر عنوان «آرایش ماه محرم» اشاره کرد.

0,,18411863_303,00
مصطفی آگاهی، رئیس اتحادیه آرایشگاه​های مردان، به پایگاه خبری عصر ایران گفته است، با آرایشگرانی که در ماه محرم در تراشیدن موی مردان از «واژه​ها و مضامین مقدس» مانند «یا حسین» استفاده کنند، برخورد خواهد شد.
با شروع ماه محرم، عکس​هایی از آرایشگاه​های مردانه در ایران منتشر شده که در آن‌ها اسامی و مضامین مرتبط با این ماه و کلماتی چون «یاحسین» بر سرهای مردان دیده می‌شود. آگاهی در گفت‌وگو با سایت عصر ایران، به این اقدامات آرایشگاه​های مردانه واکنش نشان داده وتاکید کرده است که با این آرایشگران برخورد شدیدی خواهد شد.
رئیس اتحادیه آرایشگران مردانه چندی پیش به دویچه وله گفته بود که «مرد باید مرد باشد» و البته این گفته​اش را به قوانین جمهوری اسلامی ربط داده بود. او زیر ابرو برداشتن مردان را خلاف عرف، شرع و قوانین جمهوری اسلامی دانسته و گفته بود، ابرو برداشتن را در شان و فرهنگ آرایشگر مرد نمی‌داند.
به گفته‌ی مصطفی آگاهی، برداشتن زیر ابروی مردان، استفاده از رژ لب و … به تبلیغی برای آرایشگاه​های مردانه برای جذب مشتری بیشتر در ماه محرم تبدیل شده که او از آن به عنوان «آرایش ماه محرم» یاد کرده است.
آگاهی معتقد است، تراشیدن موی سر با عنوان «یا حسین» و «آرایش ماه محرم» باعث جریحه‌دار شدن عفت عمومی در جامعه می​شود. او می​گوید، چنین مسئله​ای با عرف اجتماعی همخوانی نداشته و به همین دلیل با هر اقدامی که نارضایتی مردم را به دنبال داشته باشد، برخورد خواهد شد.
رئیس اتحادیه آرایشگاه‌های مردانه چندی پیش در گفت‌وگو با دویچه وله تاکید کرده بود، برداشتن زیر ابروی مردان، سولاریوم، تتو، خالکوبی و اصلاح موی مردان به «مدل‌های شیطان‌پرستی و همجنس‌گرایی» به پلمب شدن آرایشگاه​ها خواهد انجامید.
او درباره «مدل موی شیطان‌پرستی یا همجنس‌گرایی» توضیحی نداشت، اما از انتشار آلبوم​هایی برای آرایشگران خبر داده بود که به اصطلاح «مدل‌های مجاز اصلاح مو» خوانده شده است.
آگاهی در پاسخ به این پرسش که آرایشگر چگونه می‌تواند تشخیص دهد که مدل مورد درخواست مشتری «مدل شیطان‌پرستی» است، گفته بود: اگر آرایشگران آلبوم‌هایی را که ما منتشر کرده‌ایم الگو قرار دهند، از خطر پلمب شدن در امان می‌مانند.
رئیس اتحادیه آرایشگاه‌های مردانه خاطر نشان کرده است که «در گذشته ۵ هزار واحد صنفی فاقد پروانه کسب در حال فعالیت بوده، اما هم‌اکنون این رقم به هزار و ۹۰۰ واحد کاهش یافته است».

ده ها عکس از سربازان اسرائیلی دختر هنگام انجام وظیفه

منتشرشده در به‌روزرسانی شده در

قانون خدمت سربازی در اسرائیل شامل دختران و پسران از سن 18 سالگی می شود. دختران در صورتی که اعلام کنند مذهبی هستند از این قانون مستثنی خواهند بود، ولی اکثر دختران نیز به خدمت سربازی می روند. دختران در همه زمینه ها از جمله خلبانان هواپیماهای جنگی تا افسران اطلاعات انجام وظیفه می کنند. با این وجود وظایفی وجود دارد که مختص مردان است مانند: سربازان پیاده نظام و هدایت کنندگان تانک. هنگام گشت و گذار در خیابان های اسرائیل یا وقتی که سوار اتوبوس ها می شوید، همیشه به دختران سرباز بسیاری برخورد می کنید.
تصاویری از سربازان دختر اسرائیلی در پست های مختلف:

دستگیری کسی که احتمالا متهم اصلی اسیدپاشی اصفهان است

منتشرشده در به‌روزرسانی شده در

معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور ایران اعلام کرد فردی که احتمالا متهم اصلی اسیدپاشی به صورت چهار زن در اصفهان است دستگیر شده است. وی سازمان‌یافته بودن این حملات را که مهرماه سال ۱۳۹۳ انجام شد، رد کرده است.

Iran Frauen überleben Säure

با گذشت یک سال از واقعه اسیدپاشی بر صورت حداقل چهار زن در اصفهان، معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور ایران اعلام کرد که یک نفر در این رابطه دستگیر شده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، حسین ذوالفقاری در حاشیه مراسم افتتاح فاز اول خط یک قطار شهری اصفهان در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران درباره روند رسیدگی به پرونده اسیدپاشی گفت: «فردی که بیشترین دلایل و مدارک علیه او در دست بود دستگیر شده و کلیه شواهد و قرائن با مستندات عینی برای بررسی بیشتر در اختیار قوه قضاییه قرار گرفته است.»

به گفته معاون امنیتی وزارت کشور، فرد دستگیرشده از سوی قربانیان شناسایی شده و نزدیکترین فرد به متهم اصلی است.

ذوالفقاری در عین حال گفت که با توجه به اینکه فرد دستگیرشده سابقه سرقت و خرید و فروش موتور سیکلت دزدی را دارد، احتمال اینکه او متهم اصلی پرونده اسیدپاشی باشد را تقویت می‌کند.

هم‌زمانی اسیدپاشی‌های اصفهان با بررسی طرح حمایت از «آمران به معروف و ناهیان از منکر» در مجلس و نیز اظهارات امام جمعه اصفهان ظن ارتباط این اقدام با مسئله «امر به معروف و نهی از منکر» را در میان مردم تقویت کرد.

امام جمعه اصفهان قبل از وقوع این اسیدپاشی‌ها گفته بود: «مسئله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است و برای مقابله با بدحجابی، باید چوب تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.»

معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور اما ادعای سازمان‌یافته بودن اسیدپاشی‌ها را رد کرده و گفته است: «نمی‌شود قضاوت نهایی کرد، اما شواهد به دست آمده نشان می‌دهد که همه این اسید‌پاشی‌ها توسط یک نفر انجام شده و بنابراین سازمان یافتگی آن تایید نمی‌شود.»

ماه گذشته سردار محمدرضا مقیمی، رئیس پلیس آگاهی ناجا در مورد نتایج بررسی پرونده اسیدپاشی اصفهان گفته بود که ناجا همچنان پیگیر این پرونده است و اظهار کرده بود که در آینده نزدیک «خبرهای خوبی» درباره این پرونده خواهیم داشت.

سال گذشته وزارت کشور اعلام کرده بود که چهار مظنون در ارتباط با پرونده اسیدپاشی‌های اصفهان دستگیر شده‌اند. به گفته رئیس پلیس آگاهی ناجا، «مظنونین پرونده هنوز همان طور مظنون هستند».

پرونده اسیدپاشی به صورت حداقل چهار زن در اصفهان، در مهرماه سال گذشته ابعادی ملی به خود گرفت و اعتراض به نحوه رسیدگی به آن به تجمعات خیابانی و دستگیری چندین نفر هم منجر شد. اما هنوز متهمان اصلی این پرونده دستگیر نشده‌اند.

«دولت بر خلاف هشدار کارشناسان محیط زیست عمل می‌کند»

منتشرشده در به‌روزرسانی شده در

رئیس دانشکده محیط زیست می‌گوید سد گتوند بر شوری آب رودخانه کارون تاثیر دارد. مشاور سازمان حفاظت محیط زیست در پی صدور مجوز ساخت سد بر رودخانه شفارود، نسبت به تخریب جنگلهای این منطقه هشدار داد.

سد گتوند
سد گتوند «موزه عبرت محیط زیست»
از همان ابتدای ساخت سد گتوند بسیاری از اساتید حوزه آب و زمین‌شناسی به‌ویژه اساتید دانشگاه اهواز خواستار توقف روند اجرا و ساخت این سد شدند. آن‌ها علت مخالفت خود را وجود تپه نمکی به نام گچساران اعلام کردند که در امتداد مخزن این سد وجود داشت.

مجتبی اردستانی، رئیس دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران معتقد است سد گتوند بر شوری آب رودخانه کارون تاثیر دارد و حتی می‌تواند به شوری ۱۰ برابری آب این رودخانه منجر شود.

همزمان با اظهارات این کارشناس محیط زیست، اسماعیل کهرم هم یادآور شده که ساخت سد شفارود که به تازگی مجوز ساخت آن صادر شده می‌تواند مساحت قابل توجهی از جنگل‌های هیرکانی را از بین ببرد.

اردستانی به خبرگزاری ایلنا، خبرگزاری کار ایران گفته است شوری آب جمع شده در پشت سد گتوند میتوان باعث مرگ و میر درختان، آسیب رسیدن به گیاهان و جانوران و حتی جلوگیری از رویش گیاه در خاک شود. به گفته او آب جمع شده در سد گتوند در بخش‌های صنعتی و کشاورزی آب قابل قبولی نیست.

رئیس دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران می‌گوید به دلیل شرایط مخزن سد و با توجه به ارتفاع آبی که در پشت سد جمع شده، بخش قابل توجهی از نمک به شکل رسوبات در پشت سد جمع شده که در شرایط معمولی شوری آب قابل قبول است.

به اعتقاد اردستانی این حجم نمک در شرایط غیر عادی که به طور معمول چندین بار در سال اتفاق می‌افتد، ممکن است شوری آب به ۱۰ یا ۲۰ هزار برسد. شوری آب به گفته این استاد دانشگاه در شرایط معمولی بین ۱۱۰۰ تا ۱۵۰۰ است و درصورت افزایش شوری آب، اکو سیستم منطقه دچار مشکل می‌شود.

اردستانی معتقد است برای حل این مشکل، باید نمک‌ها را از پشت سد جمع کرد و یا با انجام اقداماتی سازه‌ای جلوی این مشکل را گرفت.

دولت بر خلاف نظر کارشناسان عمل می‌کند

اسماعیل کهرم، مشاور سازمان حفاظت محیط زیست گفته که دولت بر خلاف نظر کارشناسان عمل می‌کند و البته این مساله پیش از این هم بارها دیده شده است. او به صدور مجوز ساخت سد شفارود معترض است و از بابت این اقدام ابراز تاسف کرده و گفته که پیش از این هم دولت بر خلاف نظر کارشناسان در آشوراده همین‌گونه عمل کرده است.

شفارود در استان گیلان واقع است و به تازگی مجوز ساخت سد بر روی این رود صادر شده است. پیش از این کارشناسان هشدار داده بودند که در صورت سدسازی بر روی این رودخانه، بخشی از جنگل‌های هیرکانی از بین خواهد رفت.

اشاره کهرم به توجهی دولت به نظر کارشناسان به همین دلیل است و او هم تاکید کرده که در صورت ساخت سد بر روی رودخان شفا رود، مساحت قابل توجهی از جنگل‌های

اسماعیل کهرم، مشاور سازمان حفاظت محیط زیست
اسماعیل کهرم، مشاور سازمان حفاظت محیط زیست

هیرکانی از بین می‌رود.

به گفته او سدسازی در قلب جنگل‌های هیرکانی باعث از بین رفتن تعداد زیادی درخت می‌شود. او افزوده که در جریان ساخت کرخه در هر دره ۱۱ هزار اصله درخت از بین رفته است. کهرم می‌گوید سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل‌ها و مراتع با سدسازی بر روی رودخانه شفا رود مخالف هستند.

این کارشناس محیط زیست، سد سازی را یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد ریزگرد، از بین رفتن جنگل‌ها و تبخیر آب دانسته است. به اعتقاد او تا زمانی که رودخانه جاری

است، آب آن بسیار کم تبخیر می‌شود، اما وقتی ساکن و راکد شد؛ سرعت تبخیر آب افزایش می‌یابد.

کهرم در اثبات ادعایش به دریاچه ارومیه اشاره کرده و گفته که در آنجا هم سدسازی سبب باتلاقی و خشک شدن دریاچه ارومیه شده است. او پرسیده که «آیا این همه سدی که

در کشور ساخته شده، توانسته مشکل کم آبی کشور را حل کند؟ یا آنکه موجب بی‌آبی مملکت شده است؟»

او می‌گوید سد سیوند، تالاب کمجان را از بین برده و طشک، نیریز و بختگان را با وسعت ۴۰۰ هزار هکتار خشک کرده است.

درد و دل های دختری از ایران

منتشرشده در

بدون سانسور: نامه دختر مذهبی جوانی از ایران درباره شیعه و یهودیت و منافع مشترک مابین آن ها، اسیدپاشی ها در اصفهان و غیره

دوستان عزیز

این یک درد و دل دوستانه است ولی مانعی ندارد اگر آن را در سایت خود به نمایش بگذارید. دوستانه از این جهت گفتم که روی صحبتم بیشتر با شماست و شاید مطالبی که عنوان می شود برای تمامی مخاطبان اعم از مسلمان و یهودی و ایرانی و اسرائیلی قابل قبول نباشد. اگرچه مایلم که این نامه در سایت در معرض نمایش و قضاوت قرار داده شود اما مطمئن نیستم که نمایش تمامی مطالب عنوان شده در این نامه برای شما مجاز بوده و یا با استانداردهای سایت شما هم خوانی دارد یا خیر. اما اگر قصد نمایش آن را دارید چندان مایل به سانسور و ویرایش آن نیستم. دوست عزیز من در کشور سانسورها زندگی می کنم. ما اینجا همه چیز را حتی در ذهن خود نیز سانسور می کنیم. پس لطفا اینجا دیگر این ممیزی ها و خط قرمزها را بردار و بگذار کلامم آزادانه به گوش دنیا برسد. لطفا اگر قصد انتشار آن را داری بدون تحریف و سانسور به نمایش بگذار.

عزیزان، من دختری بیست و چهارساله و ساکن ایران هستم و همانطور که انتظار می رود یک شیعه متعصب و متحجر و دو آتشه. اما دوست عزیز در هیچ کجای مذهب من به چیزی توصیه نشده که امروزه از سوی دولتمردان کشورم به نام اسلام و تشیع در حال اجراست. می­دانم که این ادعا از هم اکنون آماج حملات مغرضانه و دین ستیزانه و وطن پرستانه­ی مخاطبان خواهد بود اما باکی نیست که بیان حقیقت فراتر از این گفته هاست. من با دوستان غیرمذهبی کاری ندارم اما عزیزانی که ادعای مذهب دارند، آیا دشمن بالفطره و قسم خورده­ی شیعه وهابیت است یا یهودیت؟ چه کسی تاریخ خونبار شیعه را رقم زده وهابیون یا یهودیان؟ بیخود مغلطه­ی تکراری اسلام را پیش نکشید. مگر اسلام جز شیعه است و دشمنان خونخوارش مهدورالدم؟ این چه اتحاد ننگینی ست که باید به خاطرش با دشمنان اهل بیت هم پیمان شویم و با سب کنندگان معصومین دست دوستی دهیم؟ لعنت بر اسلامی که بخواهد با مراوده­ی با این کافران آغاز شده و به فراموش کردن جنایات این سگ صفتان در طی تاریخ خونین شیعه بیانجامد. عزیزان لطفا از خواب خرگوشی بیدار شوید که نتیجه ی آن اضمحلال بیشتر شیعه است.

دوستان یهودی دیندار، نمی دانم شما هم مثل دوستان ایرانی عادت به تجاهل دارید یا خیر ولی حداقل من به شما یادآوری می کنم که تمام مصائب یهود نیز نتیجه همین وهابیت است. جنگ شما بیشتر از آنکه سیاسی باشد مذهبی ست؛ و حتما شما بهتر از من می دانید که هر دو یک دشمن مشترک داریم. آیا تا به حال به تشابهات احکام و فرامین یهود و شیعه دقت کرده اید؟ توصیه می کنم تورقی در متون مذهبی شیعه داشته باشید تا بسیاری از سوء تفاهماتی که حاصل از کج فهمی ناشی از تبلیغات مغرضانه در مورد شیعه است پاک شود. دوستان من کاری به دلایل سیاسی امکان این اتحاد ندارم. اما حداقل از نظر مذهبی یکسان هستیم و دارای یک دشمن مشترک. اتحاد دو مذهب شیعه و یهود بهترین اتفاقی ست که ممکن است در طول تاریخ ادیان بیافتد که نتیجه ی آن یک تحول شگفت انگیز در ام المصائب زمین، خاورمیانه است. حال منافع سیاسی آن به کنار.

الغرض این تنها یک درد و دل دوستانه بود که از هم اکنون خود را برای تبعات آن در صورت نمایشش در سایت آماده کرده ام. اما از دوستان شیعه تقاضا دارم قبل از هر اعتراض و تهمتی کتاب سلیم که معتبرترین کتاب شیعه است را مطالعه بفرمایند. کتابی که تمامی کتب اربعه شیعه از روی آن نگاشته شده است ولی متاسفانه جز کتب ممنوعه در ایران است. چون در آن حقایقی بازگو شده که اگر جامعه عام شیعه از آن مطلع شود چه بسا این به ظاهر برادران را با دندان تکه تکه کند. سانسور و ممنوعیت این کتاب معتبر که قدیمی ترین کتاب شیعه است و در زمان چهار امام معصوم نگارش شده است از جمله اقدامات جمهوری اسلامی در جهت حفظ اتحاد اسلامی بود!

راستی من درست نمی دانم که شما تمایلات مذهبی دارید یا نه. اما اگر شما هم مذهبی باشید جای بسی خوشحالی ست که حرفهایم را به کمال می فهمید نه فقط یک رگه­ی تندی از خشونت و تحجر که بعد از  مطالعه­ی این متن نفرت انگیز سرشار از خشونت و تعصب به ذهن دوستان غیرمذهبی می رسد. عزیزان غیرمذهبی ایرانی و اسرائیلی، من قبول دارم که این متن در نظر شما واقعا مصداق همانی ست که خود پیشاپیش عنوان کرده ام اما روی صحبت من تا اینجا با مذهبیون بود که آنان در این متن چیزی بیشتر از رگه های فاشیستی که شما دیدید و درک کرده اید، می بینند. و مطلب اصلی و هدف نهایی آن را درمی یابند نه فقط ظاهر خشن و متعصبانه ی این کلمات سرشار از عقده ی فاشیستی را.

حال روی صحبتم با تمامی دوستان ایرانی و اسرائیلی ست. دوست دارید بیشتر از کشورم بدانید؟ خوب مسلما به دلیل احساسات ناسیونالیستی که تمام مردم باید به طور طبیعی از آن برخوردار باشند هم ما و هم شما به تاریخچه ی غنی، افتخارات هنری، دستاوردهای علمی و… کشورمان می بالیم. منظور علی عزیز نیز تحقیر کشور پرافتخارش نبود. فقط گوشه ای از مشکلات جامعه اش را گفت که طبیعتا در هر کشور دیگری از جمله کشور شما نیز به چشم می خورد. نمی خواهم حرف تکراری بزنم و گفته ها را مکرر بیان کنم پس اجازه دهید از داغی بگویم که این روزها بر سینه ی مردم این سرزمین سنگینی می کند. گرد مرگی که این روزها بر روی کشور پاشیده­اند. اشتباه نکنید منظورم عزای عمومی در مرگ پیرمردی نودساله نیست که آن را در بوق و کرنا کرده اند بلکه مرگ خاموش دخترکان این آب و خاک است. نمی دانم چیزی راجع به فاجعه ی اسیدپاشی در اصفهان شنیده اید یا نه. اصفهان معروف به نصف جهان یکی از بزرگترین و پرافتخارترین شهرهای ایران در زمینه تاریخ و هنر و معماری و در عصر حاضر نیز در ورطه ی علم و دانش و تحولات اجتماعی ست. من ساکن این شهر نیستم ولی از طریق دوستانم که این فاجعه در مقابل چشمانشان به وقوع می پیوندد به نوعی شاهد عینی محسوب می شوم. چون اخبار و رسانه­ی داخلی ایران در این باره سکوت اختیار کرده است.

01(156)
چند روزی ست که عده ای در این شهر بدون زدن کلاه کاسکت یا ماسک و نقاب و بدون کوچکترین ترس و استرس و نگرانی به صورت دختران جوان اسید می پاشند. می دانم برای شما تا چه حد مشمئزکننده است اما حقیقت دارد. تعداد این جنایت به حدی رسیده که حتی حکومت هم دیگر نمی تواند چنین فاجعه ای را ماست مالی کند. اما نکته­ای دلخراش تر از وقوع این جنایت وجود دارد. ایران افغانستان یا پاکستان نیست. ایران در هر زمینه ای ضعیف باشد در عوض دستگاه اطلاعاتی قدرتمندی دارد. بسیج، سپاه و اطلاعات ایران اسامی کم اعتباری نیستند و سیستم اطلاعاتی این کشور از نظر استانداردهای جهانی در وضعیت مطلوبی ست. اما شگفت اینکه با وجود گذشت هفته ها خود را به تجاهل زده و به حدی انفعال و بی تفاوتی نشان داده که حتی عده ای چنین فاجعه ای را به خود آنان نسبت داده اند وگرنه چه دلیلی دارد که اینطور بی تفاوت باشند؟

02(114)

من قصد تهمت زدن به کشورم را ندارم. نمی خواهم بپذیرم تا این حد پستی و دئانت نشان دهند که به صورت دختران معصوم خود اسید بپاشند حالا به هر هدف و نیتی. من هرگز چنین چیزی نمی گویم اما دلگیرم. از تجاهل و انفعالشان دلگیرم. چرا باید چند جوان که کلیپ هپی را بازخوانی کرده اند ظرف یک ساعت دستگیر شوند و مایه­ی مباهات شما باشند اما در برابر این جنایت هفته ها سکوت کنید؟ مردم شاید اندکی آتش خشمشان فروکش می کرد اگر به جای اینکه برای مرگ یک پیرمرد نودساله دو روز عزای عمومی اعلام کنید، حداقل برای تسکین خانواده های قربانیان این جنایت دو کلمه متن تسلیت می گفتید نه اینکه رسانه ی عمومی را وادار به روزه ی سکوت کنید و طوری رفتار کنید که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده. اینترنت و خطوط تلفن اصفهان را مختل کنید تا نتوانند اخبار این فاجعه را به جاهای دیگر مخابره کنند. واقعا شرم نمی کنید؟

دوستان اسرائیلی عزیز، متاسفم از اینکه با کلمات تلخ و حقیقت عریان، شما را متاثر کردم اما این حقیقتی ست که این روزها در کشور من جاری ست. و به حدی عادی شده که در فضای مجازی از آن هزاران جوک و استاتوس طنزآمیز ساخته اند. البته نه به قصد تمسخر که چنین رذالتی از مردم غیور این سرزمین برنمی آید بلکه به قصد بیدار ساختن مسئولین خفته در خواب ظاهری. چون در این سرزمین نمی توان رودررو و مستقیم به عملکرد مسئولین اعتراض کرد. ما با طنز و جوک حرف هایمان را می زنیم که به راستی این شعر مصداق حال ماست

» خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است   ***   کارم از گریه گذشته ست به این می خندم»

عزیزان از اینکه سخن به درازا کشید پوزش می طلبم که قلبم مالامال از اندوه و دل تنگی ست. برای ملت یهود و کشور اسرائیل آرزوی سربلندی و شادکامی دارم. امید آنکه روزی در کنار یکدیگر ایام را سپری کرده و دوشادوش هم با دشمنان بجنگیم.

با احترام

David Ohmer

مسمومیت بیش از ۲۴۰ نفر «با غذای نذری» در کرمان

منتشرشده در به‌روزرسانی شده در

خبرگزاری‌های ایران از مسموم شدن ۲۴۲ نفر بر اثر خوردن غذای نذری در منطقه اندوهجرد استان کرمان خبر می‌دهند. ۲۸ بزرگسال و ۹ کودک مسموم در بیمارستان شهر کرمان بستری و بقیه مرخص شده‌اند.

0,,17227197_303,00

مهدی شفیعی، مدیر گروه مبارزه با بیماری‌ها در دانشگاه علوم پزشکی کرمان شنبه (۲۵ مهر/ ۱۷ اکتبر) آخرین وضعیت مسمومان غذای نذری در منطقه اندوهجرد بخش شهداد کرمان را در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا تشریح کرد.

شفیعی گفت، اولین بیمار گوارشی عصر پنج‌شنبه (۲۳ مهر) در منطقه شهداد با علائم دل‌درد، دل‌پیچه، تهوع و استفراغ مراجعه کرد. اما رفته‌رفته تعداد مراجعه‌کنندگان مسموم افزایش یافت و بعد از فعال شدن کمیته بهداشت شهرستان کرمان و بررسی دو تن از کارشناسان این کمیته و با توجه به این که همه این بیماران از یک غذای نذری استفاده کرده بودند تشخیص داده شد که مسمومیت ناشی از مصرف این غذا بوده است.

به گفته مهدی شفیعی، تا ساعت ۱۵ روز جمعه (۲۳مهر) حدود ۲۴۲ نفر با علائم یادشده به درمانگاه‌های اندوهجرد، شهداد و بیمارستان افضلی‌پور کرمان مراجعه کردند.

او افزود: «از کل بیماران تعداد ۶۲ نفر توسط اورژانس پیش‌بیمارستانی به مراکز درمانی منتقل شدند.»

شفیعی گفت: «از دیروز تا کنون ۶۶ مسموم مراجعه کرده به بیمارستان افضلی‌پور شهر کرمان بستری و تعدادی نیز مرخص شدند و در حال حاضر ۲۸ بزرگسال و ۹ کودک در این بیمارستان بستری هستند.»

شامگاه جمعه (۲۴ مهر) چهار آمبولانس به همراه یک دستگاه اتوبوس به منطقه اعزام شده است. همچنین تیمی متشکل از چهار کارشناس پرستاری و تکنسین فوریت‌های پزشکی به همراه یک پزشک به منطقه اعزام شد.

مدیر گروه مبارزه با بیماری‌ها در دانشگاه علوم پزشکی کرمان می‌گوید، نمونه‌های مواد غذایی که احتمالا با مسمومیت‌ها در ارتباط بوده‌اند برای بررسی بیشتر به آزمایشگاه ارسال شد.

پیش از این نیز گزارش‌هایی از مسمومیت ناشی از مصرف غذا و شربت نذری در برخی از استان‌ها، از جمله در استان کهگیلویه و بویراحمد در رسانه‌های ایران منتشر شده است.

روز جهانی زنان روستایی

منتشرشده در به‌روزرسانی شده در

65

زنان روستایی حدود یک چهارم جمعیت جهان را تشکیل می دهند و برای اداره خانواده خود، بیش از هر چیز دیگری، به منابع طبیعی و کشاورزی و دامداری متکی هستند.

سازمان ملل متحد پازدهم اکتبر (۲۳ مهر ماه) را روز جهانی زنان روستایی نامگذاری کرده است.

دبیرکل سازمان ملل متحد معتقد است نقش زنان روستایی در پیشبرد اهداف برابری جویانه میان همه شهروندان نقش کلیدی ایفا می کند.

به گفته بان کی مون «برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان در قلب برنامه جدید اهداف توسعه پایدارقرار دارد و شامل دو برابر کردن بهره وری کشاورزی و درآمد تولیدکنندگان مواد خوراکی در مقیاس کوچک است، و به ویژه در بخش زنان.»

در سال های اخیر در سراسر جهان، روند خالی شدن روستاها از جمعیت، روند صعودی داشته است. بیشتر کسانی که روستاها را ترک می کنند، مردان هستند که برای یافتن شغل به شهرها می روند.

با خروج مردان از روستاها، زنان روستاها را اداره می کنند و فعالیت اقتصادی می کنند.

گزارش های اخیر حاکی است ظرف یک سال اخیر در ایران نیز اکثریت مردان حدود یک هزار روستای محل زندگی شان را ترک کرده و در جستجوی شغل به شهرها رفته اند.

حدود ۲۵ درصد جمعیت ایران در روستاها زندگی می کنند و دولت در زمینه کارآفرینی در مناطق روستایی و به ویژه در میان زنان روستاها فعالیت هایی انجام می دهد، از جمله وام هایی با عنوان خود اشتغال زایی به آنها اعطا می کند، که در سال اخیر از ۲۵۰ به ۳۵۰ میلیارد تومان رسیده است.

اما این مبالغ با توجه به جمعیت حدود ۱۵ میلیونی زنان روستایی، برای پیشبرد کارها کافی نیست و بسیاری از زنان روستایی در تعاونی هایی روستایی فعال هستند.

سلطان علیان کارشناس ترویج جهاد کشاورزی شهرستان علی آباد کتول استان گلستان، می گوید «تعاونی های تولیدی می توانند کمک بزرگی باشند، به این دلیل که زنان روستایی می توانند جمع شوند و به اتفاق همدیگر یک تعاونی تولیدی را بنا کنند؛ سرمایه های کوچک را که با زحماتی که دارند جمع کنند و این سرمایه ها را در قالب کار بزرگی ارائه دهند.»

اما نقش زنان در اقتصاد روستایی می تواند فراتر از کشاورزی و ارائه خدمات باشد.

بسیاری از کارشناسان معتقدند قدرت اقتصادی زنان روستایی زمانی آغاز می ‏شود که با هموار شدن راه بتوانند در نظام تصمیم گیری ها نیز شرکت کنند و سخنگوی خود باشند و از ابراز مشکلات و نیازهایشان نگرانی نداشته باشند.

اعتراض نهادهای بین‌المللی به حکم «سنگین» قضایی برای دو شاعر

منتشرشده در

مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، شاعرانی که به عنوان سرایندگان غزل پست مدرن در ایران شهرت یافته‌اند
مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، شاعرانی که به عنوان سرایندگان غزل پست مدرن در ایران شهرت یافته‌اند

احکام سنگین قضایی علیه دو شاعر و یک مستندساز در ایران واکنش نهادهای بین‌المللی و داخلی از جمله انجمن جهانی قلم و کانون نویسندگان ایران را به دنبال داشت که آرای دادگاه انقلاب را نقض آشکار آزادی بیان دانستند.

مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، از چهره‌های شاخص سبک ادبی منسوب به «غزل پست‌مدرن» در ایران، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به حبس‌های طولانی‌مدت ۹ ساله و ۱۱ و نیم ساله و ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

همین دادگاه، کیوان کریمی، مستندساز، را نیز به شش سال زندان و ۲۲۳ ضربه شلاق محکوم ساخته، در حالی که اتهام عمده او و این دو شاعر «توهین به مقدسات» عنوان شده است.

انجمن جهانی قلم اما این تصمیم دادگاه انقلاب تهران را محکوم کرده و آن را گویای تداوم روند محدود شدن آزادی بیان در ایران دانسته است.

امیل مارتل، رئیس انجمن قلم کِبِک کانادا، در این باره گفت: «۲۷۰ هیئتی که از ۸۴ انجمن قلم در سراسر جهان برای شرکت در هشتاد و یکمین کنگره انجمن جهانی قلم در کبک گرد آمده‌اند، از شنیدن خبر محکومیت فاطمه اختصاری و مهدی موسوی وحشت‌زده شدند.»

همچنین ماریان بوتفورد فراسر، رئیس کمیته نویسندگان در زندان انجمن جهانی قلم، اظهار داشت: «این خبر زمانی منتشر شد که کمیته نویسندگان در زندان انجمن جهانی قلم، نشستی برگزار می‌کرد که به موضوع مقابله با این چنین بی‌عدالتی‌ها در همه جای جهان اختصاص داشت.»

به گفته وی، چنین احکامی بر این امر صحه گذاشت که تلاش‌های انجمن قلم بیش از هر زمان ضرورت دارد، «وقتی که می‌بینیم دو شاعر تنها به خاطر نوشتن و انتشار اشعار خود با این احکام زندان طولانی‌مدت مواجه شده‌اند».

جان رالستون سول، رئیس انجمن جهانی قلم، تاکید کرد که انجمن‌های قلم در کنار همکاران ایرانی خود می‌ایستند و خواستار لغو فوری این احکام هستند.

از سویی کانون نویسندگان ایران نیز با صدور بیانیه‌ای در واکنش به این احکام اعلام کرد که «مسئله به آزادی بیان مربوط می‌شود» و «کانون از آزادی بیان این هنرمندان دفاع می‌کند».

این بیانیه با اشاره به اتهام دیگر مهدی موسوی، فاطمه اختصاری و کیوان کریمی که «دست دادن و روبوسی با نامحرم» عنوان شده تاکید کرد که چنین اتهامی «دست‌آویزی‌ است برای سرکوب دگراندیشان» و «حاکمیت و به طریق اولی، قوه قضاییه نباید در روابط خصوصی افراد دخالت کند».

کانون نویسندگان در نهایت خاطرنشان ساخته که «خواهان الغای بی‌قید و شرط این احکام است».

انجمن قلم آمریکا هم نهاد دیگری است که با انتشار بیانیه مستقلی خواستار لغو این احکام قضایی شده است.