فرهنگ و هنر

به دنبال اعتراضات مردمی به یک برنامه تلویزیونی: دهها تن در خوزستان بازداشت شدند

منتشرشده در

Screen-Shot-2018-04-04-at-1.43.22-PM.png

کریم دحیمی، فعال سیاسی و حقوق بشر خوزستان به کمپین حقوق بشر در ایران گفت در جریان یک هفته اعتراضات مردمی، حدود دویست نفر در استان خوزستان بازداشت شده‌اند و تجمعات در بعضی موارد به خشونت کشیده شده است.

جمعی از مردم استان خوزستان در جنوب ایران در اعتراض به آنچه توهین صدا و سیما ایران به شهروندان عرب استان خوزستان می‌نامند، از روز هشتم فروردین در شهرهای مختلف تجمع اعتراضی برگزار کرده‌اند. به گفته آقای دحیمی خواسته اولیه معترضان عذرخواهی مسئولان صدا و سیما بوده و پس از سرکوب خشن اعتراضات از سوی پلیس، آزادی معترضان و زندانیان سیاسی نیز به شعارهای این تجمعات افزوده شده است.

کریم دحیمی روز پانزدهم فروردین به کمپین گفت نیروهای انتظامی و اطلاعاتی برای سرکوب اعتراضات و ایجاد جو امنیتی، از استان‌های مجاور به خوزستان منتقل شده‌اند.

یک برنامه سرگرمی تلویزیونی در یکی از قسمت‌هایش نقشه‌ای از قومیت‌های مختلف ایران نشان داده می‌‌شود و بر روی آن عروسک‌های کوچکی قومیت‌های مختلف را نشان می‌دهند ولی در قسمت خوزستان، لباس عروسکی که استفاده می‌شود، به مانند بخش‌های مختلف دیگر ایران لباس محلی آن منطقه نیست. آقای دحیمی به کمپین گفت: «فقط این برنامه تلویزیونی نبود، توهین‌های مختلف و سرکوب‌های مختلف در خوزستان و خشم تلنبار شده نهایتا در اعتراض به یک برنامه تلویزیونی خود را نشان داد، این حذف در نقشه نشان‌دهنده تمایل حکومت ایران به حذف فرهنگی اعراب است، اعتراضات مردم به گرایش عرب‌ستیزانه‌ای در ایدئولوژی حکومت جمهوری اسلامی است که به تبعیض، فقر و محرومیت مردم عرب این منطقه منتهی شده است.»

اعتراضات که از روز هشتم فروردین با تجمع روبروی صداوسیمای خوزستان آغاز شد، در روزهای بعد به سایر شهرهای استان کشیده شد. ویدئوهای منتشر شده در اینترنت، معترضانی را نشان می‌دهند که شعارهایی به زبان فارسی و عربی و پلاکاردهایی به زبان‌های انگلیسی، فارسی و عربی در دست دارند.

کریم دحیمی به کمپین گفت بنا بر شعارها عذرخواهی صدا و سیما و پایان دادن به تبعیض علیه عرب‌ها از مهم‌ترین مطالبات معترضان است. رقص و پایکوبی مردم با لباس بومی عربی، شعارهای دسته جمعی و دخالت پلیس در وید‌ئوها مشهود است و پلیس در نقاطی از گاز اشک آور علیه معترضان استفاده می‌کند.

مقامات صدا و سیما تا کنون واکنشی به اعتراضات نشان نداده‌اند اما محمد زارعان، تهیه کننده برنامه تلویزیون «ببین و بساز» ضمن عذرخواهی از مردم خوزستان گفت این نقشه در طول دوره پخش برنامه تکمیل می‌شود و قرار بوده عروسکی با لباس عربی از روز نهم فروردین به بعد به این نقشه اضافه شود.

ابوالحسن حسن‌زاده امام جمعه موقت اهواز روز دهم فروردین اشتباه پیش آمده را غیرتعمدی خواند و از مردم خوزستان خواست مراقب آنچه او فتنه و توطئه‌های دشمن نامید باشند.

اعتراض عرب های ایران علیه حکومت مرکزی طی دهه گذشته همواره به اشکال مختلف ادامه داشته و تعداد زیادی از فعالان سیاسی و مدنی به دلیل شرکت در چنین اعتراضاتی بازداشت و زندانی شده‌اند.

ادامه بازداشت موقت دراویش زندانی و نامشخص بودن مبنای اتهامات آنها

منتشرشده در

E31A92DE-02D8-4F23-984B-767D2B7872AC_cx1_cy0_cw99_w1023_r1_s-1.jpg

فرهاد نوری فعال حقوق دراویش به کمپین حقوق بشر در ایران گفت از تاریخ اول اسفند ماه تاکنون، ۳۵۰ درویش در زندان بزرگ تهران، ۱۱ زن درویش در زندان قرچک ورامین و چهار نفر در بازداشتگاه اداره آگاهی شاپور در روندی غیرقانونی در بازداشت به سر می‌برند. به گفته او خانواده‌های این تعداد بازداشت شده بیش از ۴۰ روز است که از وضعیت آنها اطلاعی ندارند و آنهایی که در اداره آگاهی شاپور به سر می‌برند تحت فشار و شکنجه برای اعتراف هستند.

فرهاد نوری درباره وضعیت دراویشی که در اداره آگاهی شاپور نگهداری می‌شوند به کمپین گفت: «ما مدت‌ها پس از بازداشت‌ها متوجه شدیم که هشت نفر از آنها در اداره آگاهی شاپور زیر فشار و شکنجه برای اعتراف هستند. البته ظهر روز ۱۰ فروردین باخبر شدم که خوشبختانه پنج نفر از آنها همین روز به زندان بزرگ تهران منتقل شدند اما سه نفر دیگر هنوز در بازداشتگاه باقی مانده‌اند و به شدت باعث نگرانی خانواده‌هاست..»

به گفته این فعال حقوق دراویش، جواد خمیس‌آبادی، احمد موسوی، نور علی موسوی، میرصادق و مهدی اسکندری روز ۱۰ فروردین ماه پس از مدت‌ها حضور در بازداشتگاه اداره آگاهی شاپور زیر فشار و شکنجه به زندان بزرگ تهران منتقل شدند اما همچنان کیانوش عباس‌زاده، عباس دهقان (مالک اتومبیل سمند) و امیر لباف در اداره شاپور نگهداری می‌شوند.

اتهامات سنگین، فشار برای اعتراف‌گیری‌ها، وضعیت سلامتی و نگهداری بیش از ۳۵۰ درویش بازداشت شده در شامگاه ۳۰ بهمن و اول اسفند ۹۶ به شدت باعث نگرانی است. این نگرانی‌ها در مقابل سکوت مقامات رسمی و رسانه‌های داخلی کشور افزایش یافته است. پیش از این محمد راجی یکی از دراویش بازداشت شده در «اثر ضربات وارده در زمان بازجویی» جان باخت که تاکنون مقامات رسمی هیچ توضیحی درباره مرگ او نداده‌اند.

روز ۱۳ اسفند ماه ماموران نیروی انتظامی به خانواده محمد راجی درویشی که بامداد اول اسفند ماه ۹۶ بازداشت شده بود خبر فوت او را دادند. ماموران به خانواده او گفته بودند که آقای راجی ابتدا به کما رفته و پس از‌ آن درگذشته است. طیبه راجی فرزند محمد راجی پیش از این در گفتگو با کمپین با اظهار اینکه پدرش بر اثر ضربات وارده در حین بازجویی جان باخته است گفته بود: «ما وکیل گرفته‌ایم و پی‌گیری می‌کنیم چون مرگ پدر من به دلیل ضربه‌هایی است که به او وارد کرده‌اند. این جنایت باید روشن شود و تقاضای کالبدشکافی داریم.»

به گفته فرهاد نوری به تمام دراویش بازداشت شده پس از بازداشت دو اتهام تفهیم شده است. طبق برگه‌ای که به همگی آنها داده شده آنها به دو اتهام اولیه «اخلال در نظم عمومی با تظاهر و قدرت‌نمایی و تهدید با سلاح گرم و سرد و تمرد از دستور پلیس و تخریب اموال عمومی و خصوصی» و «اجتماع و تبانی به قصد علیه امنیت ملی» متهم شدند. این فعال حقوق دراویش به کمپین گفت: «براساس برگه اعلام وضعیت این زندانیان آنها به این دو اتهام در همان روز اول بازداشت متهم شده‌اند. یک برگه کپی شده را جلوی همه‌شان گذاشته‌اند و گفته‌اند باید امضا کنند.»

به گفته فرهاد نوری دراویشی که در حین بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به بیمارستان منتقل شدند همگی از بیمارستان مرخص و به زندان بزرگ تهران منتقل شده‌اند: «خوشبختانه بین دراویش بازداشت شده سه پزشک وجود دارد که آنها به کمک پزشک بهداری زندان خودشان را مداوا کرده‌اند. اما متاسفانه وضعیت زنان و آنهایی که در اداره شاپور هستند مناسب نیست.»

اسامی ۱۱ زن زندانی در زندان قرچک عبارتند از: شکوفه یداللهی، سپیده مرادی، مریم فاریسانی، نازیلا نوری، سیما انتصاری، شیما انتصاری، شهناز کیانی، مریم باراکوهی، الهام احمدی، آویشا جلال‌الدین و صدیقه صفابخت.

فرهاد نوری درباره درخواست خانواده ها به کمپین گفت: «بزرگ‌ترین مشکلی که بیش از ۴۰ روز است دراویش با آن دست به گریبان هستند، عدم پاسخ سیستم قضایی و سازمان زندان‌ها به خانواده‌های بازداشت شدگان است. هر کدام خانواده‌ها را به آن دیگری پاس می‌دهد. هیچ‌کدام‌شان جواب درستی نمی‌دهند. در این مدت نه تنها زندانیان بلکه خانواده‌هایشان هم تحت شکنجه روحی هستند. در ابتدا برای انها یک ماه بازداشت موقت صادر شد اما با تعطیلات عید بازداشت موقت مجددا تمدید شده است. بسیاری از خانواده ها برای مدت‌ها حتی نمی‌دانستند بچه‌هایشان کجا نگهداری می‌شوند. مثلا خانواده کیانوش عباس‌زاده پس از پیگیری‌های فراوان از دادسرای اوین برگه ملاقات او را در زندان بزرگ تهران می‌گیرند ولی بعد متوجه می‌شوند او اصلا آنجا نیست.»

دراویش گنابادی روز سی‌ام بهمن ۹۶ در اعتراض به محاصره خانه رهبرشان در خیابان هفتم پاسداران تهران تجمع کردند که این تجمع با دخالت نیروی انتظامی و ماموران لباس شخصی به آشوب کشیده شد. براساس فیلم‌های که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، ماموران لباس شخصی و گارد ویژه نیروی انتظامی به تعداد فراوان در خیابان‌های پاسداران با گاز اشک‌‌آور و باتوم به دراویش و حتی مردم معمولی حمله می‌کردند. در این فیلم‌ها حتی صدای شلیک گلوله به کرات شنیده شد و صورت‌های زخمی و آپارتمان‌های تخریب شده‌ای که به دراویش پناه دادند نیز به وضوح مشخص است. تصاویری در اینترنت پخش شده از آپارتمانی که شیشه‌هایش شکسته و حتی بخشی از خانه سرایدار آپارتمان نیز از سوی ماموران تخریب شده و تصاویری از لکه‌های خون که بر روی زمین و دیوار پاشیده شده است.

سردار رحیمی پیش از این در نشست خبری گفته بود در برخورد با اعتراضات دراویش در خیابان پاسداران می‌توانستند از آرپی‌جیاستفاده کنند «اما نخواستیم.» این فرمانده حتی مدعی شد بزرگترین حامی اعتراضات خیابان پاسداران «سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی خارجی بوده‌اند.»

سردار سعید منتظر المهدی، سخنگوی نیروی انتظامی تهران روز اول اسفند گفت در این تجمع ۳۰۰ نفر بازداشت شدند و سه مامور پلیس و دو بسیجی نیز جان خود را از دست دادند.

جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران در تاریخ ۱۱ اسفند ماه گفت با دراویش که آنها را«عوامل ناامنی‌های اخیر» خواند «برخورد جدی» خواهد شد.

امامان جمعه سه شهر ایران در خطبه‌های نماز جمعه چهارم اسفند ماه با حملات شدید به دراویش و اتفاقات خیابان هفتم پاسداران در روز سی بهمن ماه را منتسب به فتنه‌، انحراف، تروریست‌، جاسوس و وابسته به انگلیس و آمریکا خوانده و خواستار برخورد با آنها شدند. علم الهدی امام جمعه مشهد حتی اعتراض دراویش به محاصره خانه رهبرشان از سوی نیروهای امنیتی را به بازداشت فعالان محیط زیست ارتباط داد و گفت همه اینها کار دشمن است.

 

نیکان خسروی خواننده موسیقی متال: نمی‌توانستم حکم شش سال زندان را تحمل کنم

منتشرشده در

Khosravi-2-FA.jpg

نیکان خسروی عضو گروه موسیقی متال «کانفس» که با دو اتهام در دادگاه انقلاب به شش سال زندان محکوم شده به کمپین حقوق بشر در ایران گفت پس از گذشت چند ماه از ابلاغ حکم دادگاه از ایران خارج و اکنون در ترکیه به سر می‌‌برد:‌ «من ۲۴ سالم است. طی سه سال گذشته در ترس و اضطراب نتیجه دادگاه بودم و پس از صدور حکم متوجه شدم که شاید کمی از دوران حکم در دادگاه تجدیدنظر کاهش پیدا کند و یا همین عینا تایید شود و من از ایران خارج شدم.»

نیکان خسروی ۲۴ ساله به همراه آرش ایلخانی ۲۳ ساله عضو دیگر گروه موسیقی متال کانفس، در ۲۷ اسفند ماه ۹۵ به دو به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس و توهین به مقدسات به پنج سال حبس در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمدرضا مقیسه محکوم شدند. این دو اتهام از تهیه و تولید موسیقی غیرمجاز و تبلیغ شیطان پرستی و گفت‌وگو با رسانه‌های بیگانه به آنها وارد شده است. آرش ایلخانی در تهران منتظر رای دادگاه تجدیدنظر خود است.

به گفته نیکان خسروی، او در اتاق خوابش یک استودیو ساخته و در آنجا موسیقی‌‌اش را ضبط می‌کرد. آنها طی چهار سال فعالیت دو آلبوم موسیقی به زبان انگلیسی به صورت آنلاین منتشر کرد که ۱۲ روز پس از انتشار دومین آلبوم‌شان به نام «در تعقیب رویاها» از سوی ماموران حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در تاریخ ۱۸ آبان ۹۴ بازداشت شدند. خبر اولین دور بازداشت آنها از سوی برخی از رسانه‌ها منتشر شد. نیکان خسروی و آرش ایلخانی هر دو در زمان بازداشت، دانشجوی رشته مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه آزاد رودهن بودند. آرش ایلخانی اکنون در حال ادامه تحصیل است.

نیکان خسروی که اکنون در نوبت مصاحبه با سازمان ملل در ترکیه برای راهی شدن به کشور دیگری به عنوان پناهنده است به کمپین درباره نحوه بازداشتش گفت: «هفت هشت مامور یک مرتبه ریختند داخل خانه، کل خانه و اتاق من را تفتیش کردند، برخی از وسایلم را توقیف کردند، بعد هم به من دستبند زدند و با خودشان بردند. گفتند اتهامم سب النبی است. آرش را هم در راه دانشگاه به خانه در خیابان دستگیر کردند. ما هر کدام به طور جداگانه ۱۰ روز در بند ۲ الف سپاه بازجویی شدم. من ۴،۵ بازجو داشتم. دو سه روز اول می‌گفتم که بی‌گناهم. بعد بازجو می‌گفت برش گردانید داخل سلول تا وقتی متوجه شود گناهکار است. چند روز که گذشت حالم بد شده بود، یکی از بازجویان بهم گفت من اصلا مشکلی ندارم که تو را نگه دارم، اگر همکاری نکنی همین‌طور بازداشت موقتت تمدید می‌شود و اگر همکاری کنی آزاد می‌شوی.»

نیکان ادامه داد: «بازجویانم خط به خط شعرهایم را که به زبان انگلیسی بود ترجمه کرده بودند، به من می‌گفتند چرا اینجا این را گفتی چرا اونجا این رو؟ تو شیطان پرستی، خدا را قبول نداری. گفتند چرا فحش می‌دی در شعرهایت. واقعا باور داشتند که من ادم بدی هستم. می‌گفتند از کجا حمایت مالی می‌شوم و با چه کسانی رابطه دارم. در شعبه سوم دادسرای اوین بازپرس پرونده عکس‌های جلویم گذاشت که با دوست دخترم گرفته بودیم. گفتند این دختر کیه؟ چرا نصف موهاش قرمز و نصفش مشکی؟ می‌گفتند همه شما شیطان پرستی‌اید. می‌گفتند من شعرهایم سیاسی است. اما من ۲۱ سالم بود نه اهل سیاست بودم و نه اصلا سیاست را می‌فهمیدم اما وقتی در ایران زندگی کنی از لحظه‌ای که چشم باز کنی تا آخر شب یک جور زندگی روزانه‌ت با سیاست سرکار دارد که در شعرهای من هم بود.»

او که در ابتدا بازجویانش اتهام سب النبی را به او وارد کردند به کمپین گفت: «من تا مدت‌ها فکر می‌کردم اعدام می‌شوم اما با دفاع وکیلم، بازجویان قانع شدند که شعرهای من حاوی مطالب توهین‌آمیز به به پیامبر و ائمه نیست. فقط در یک شعرم از ماهیت خدا صحبت کرده بودم.»

نیکان خسروی به مدت ۱۰ روز در انفرادی بند دو– الف سپاه پاسداران و پس از‌ آن به مدت یک ماه در بند عمومی زندان اوین نگهداری شد. پس از آن با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون از زندان ازاد شد اما مجددا در اواخر بهمن ماه ۹۴ بازداشت و دو ماه در زندان بود و نهایتا در اوایل اردبیهشت ۹۵ آزاد شد.

به گفته نیکان خسروی «بازجویان در دومین بازداشت به من گفتند چرا خبر بازداشت‌ را رسانه‌ای کردم، گفتم من نکردم. روز اول بازجویی شدم اما بعد فقط در سلول باقی ماندم تا اینکه آزاد شدم.»

دادگاه او در دو جلسه در تاریخ ۲۸ شهریور و هشت دی ماه ۹۵ برگزار شد. نیکان خسروی درباره روند دادگاهش نیز به کمپین گفت: «در جلسه اول دادگاه، اولین سوال قاضی این بود: از کی فعالیت ضد نظام‌ات را شروع کردی؟ انگار مطمئن بود من فعالیت ضد نظام داشتم. من هم گفتم اصلا به نظام کاری ندارم. گفت این شعرها را چرا نوشتی؟‌خواندی؟ دادگاه خیلی کوتاهی بود. قاضی چند بار گردنش را تکان داد و بعد گفت امروز نمی‌تونم گردنم درد می‌کنه، باشه برای بعد. چهار ماه طول کشید تا جلسه دوم دادگاه ما در تاریخ هشتم دی ماه برگزار شد. در طی این مدت وکیل‌ به من گفت که قاضی گردنش را عمل کرده است.»

نیکان ادامه داد: «قاضی مقیسه در جلسه دوم دادگاه هم از من پرسید که مثلا با چه هدفی این شعرها را خوانده‌ام؟ ارتباطاتم را چطور توضیح می‌دهم. جلسه ۱۵ دقیقه بیشتر طول نکشید.»

در تاریخ ۲۷ اسفند ماه ۹۵ حکم دادگاه به آنها ابلاع شد، براساس این حکم آپها هر کدام به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به مقدسات به شش سال حبس محکوم شدند.

نیکان خسروی که اکنون در ترکیه است به کمپین گفت: «وکیلم گفت اگر اعتراض کنی، شاید کمی حکم تخفیف پیدا کند شاید هم عینا تایید شود. من دو سال صبر کرده بودم، دیگر طاقت نداشتم و آمدم بیرون.»

نسرین ستوده در اعتراض به حکم یک سال حبس مریم شریعتمداری: این احکام خارج از موازین قانونی و قضایی است

منتشرشده در

Maryam-Shariatmadari-Hijab-1-768x379-1

نسرین ستوده وکیل مریم شریعتمداری، یکی از دختران خیابان انقلاب به کمپین گفت موکلش به اتهام تشویق به فساد از طریق کشف حجاب به یک ‌سال حبس تعزیری در شعبه ۱۰۹۱ دادگاه کیفری دو استان تهران محکوم شده است. این حکم روز پنجم فروردین ماه ۱۳۹۷ به خانم ستوده، وکیل او ابلاغ شده است.

نسرین ستوده وکیل مریم شریعتمداری با اظهار تاسف از این حکم گفت: «با کمال تعجب یک سال حبس فقط برای اعتراض به حجاب اجباری صادر شده است. من مایلم این حکم را با حکم سعید طوسی مقایسه کنم. در جوامعی که با توجیهات اخلاقی شرایط را برای زنان تنگ و تنگ‌تر می‌کنند و برای آقایان احترام بیشتری قایل هستند، برخوردهای شبیه آنچه ما در پرونده سعید طوسی دیدیم، دیده می‌شود. من پرونده‌های مشابه آقای طوسی در سال‌های گذشته داشته‌ام. پرونده دختری که مورد سواستفاده پدرش قرار گرفته و دادگاه‌‌ها با بی‌اعتنایی عجیب از کنار این شکایت‌ گذشتند. این همان سیستم قضایی است که برای روسری برداشتن زنان چنین احکام سنگین و غیرمنتظره‌ای برخورد می‌کند. من فکر می‌کنم اعتراض به حجاب اجباری با این نوع احکام غیرعادی و خارج از موازین قانونی و قضایی قابل فرونشاندن نیست.»

نسرین ستوده با تاکید بر اینکه اعتراض زنان به این شکل پابرجا خواهد ماند، گفت: «من فکر می‌کنم اعتراض به حجاب اجباری با این نوع احکام غیرعادی و خارج از موازین قانونی و قضایی قابل فرونشاندن نیست. اعتراض به حجاب اجباری پابرجاست و تنها راهش این است که به آن توجه شود.»

مریم شریعتمداری، ۳۲ ساله، دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر ،غروب روز جمعه چهارم اسفند ماه در اعتراض به حجاب اجباری به بالای یکی از صندوق‌های مخابرات خیابان انقلاب رفت و روسری سفیدش را در دست تکان داد. طبق فیلم‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی از این حرکت انتقادآمیز منتشر شده، نیروی پلیس از او می‌خواهد که پایین بیاید و از مردم هم که به تماشا ایستاده بودند، می‌خواهد متفرقه شوند. مریم شریعتمداری از مامور نیروی انتظامی می‌پرسد جرمش چیست و باید به چه جرمی پایین بیاید. مامور جرم او را «اخلال در نظم عمومی» خواند. دقایقی بعد مامور انتظامی از پشت سر مریم شریعتمداری را به پایین پرتاب کرد. در اثر این پرتاب شدید پای مریم آسیب شدید دید. در بخش دیگری از فیلم‌های منتشر شده مردم از نیروی پلیس می‌خواستند که او را بازداشت نکنند اما پلیس قبول نکرد و او را با همان حال به بازداشتگاه وزرا می‌برد.

آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران نیز روز ۱۷ اسفند ماه مصادف با روز جهانی، اعتراض زنان به حجاب اجباری را کاری «کوچک و حقیر» خواند. او همچنین روسری برداشتن زنان و اعتراض به حجاب اجباری را کار «اتاق فکر» دشمنان خواند و گفت: «دشمنان ایران از چند ماه قبل در اتاق‌های فکر دور هم نشستند و برای سه ماه آخر سال طراحی کردند که به خیال خود کار جمهوری اسلامی را در اسفند ماه تمام کنند. در دی ماه و بهمن ماه دیدید که مردم چگونه جواب انها را دادند و ملت ایران همواره آماده است که هر متجاوز و معترضی را به جای خود بنشاند.»

سردار حسین رحیمی فرمانده انتظامی تهران برگ روز هشتم اسفند ماه درباره دخترانی که در نقاط مختلف تهران روسری‌های خود را از سر برداشتند، گفت این دختران با «برخورد قاطع پلیس» روبه‌رو خواهند شد.

او درباره مامور نیروی انتظامی که مریم شریعتمداری را به دلیل برداشتن حجابش از بالای بلندی صندوق برق به پایین پرتاب کرد در جمع خبرنگاران گفت: «ما به ماموران خودمان نیز تذکر داده‌ایم که باید شئونات قانونی را حتما را رعایت کنند. مامور ما نیز باید طبق قوانین و مقررات رفتار کند.»

فرمانده انتظامی تهران بزرگ با این حال هیچ توضیح بیشتری نداد که چرا ماموری که وظیفه‌اش پاسدارای از امنیت مردم است شهروندی را به طور عمد به زمین پرتاب می‌کند و باعث آسیب دیدگی پایش می‌شود.

درخواست تجدیدنظر به حکم ناعادلانه و غیرمنتظره نرگس حسنیی را دادیم

خانم ستوده همچنین درباره پرونده موکل دیگرش نرگس حسینی گفت روز ششم فروردین ماه او به همراه وکیل دیگر درخواست تجدیدنظر به حکم دو سال زندان موکلش را ارائه کرده است. نرگس حسینی یکی دیگر از دختران انقلاب پیش از این در تاریخ پنجم اسفند ماه ۹۶ به اتهام تشویق به فساد از طریق کشف حجاب و تظاهر به عمل حرام به دو سال حبس محکوم شده بود که ۲۱ ماه آن تعلیقی به مدت پنج سال بود و سه ماه آن حکم تعزیری بود.

نسرین ستوده درباره حکم نرگس حسینی گفت: «امروز به اتفاق وکیل دگیر اعتراض به حکم غیرمنتظره و ناعادلانه برای نرگس حسینی را به دادگاه تجدیدنظر ارائه کردیم. امیدواریم که این دادگاه به استدلال‌های ما توجه کند و حکم برائت برای موکلم صادر کند.»

نرگس حسینی ۳۲ ساله، اهل کاشان، دانشجوی فوق لیسانس علوم اجتماعی روز نهم دی ماه در حرکت اعتراضی در خیابان انقلاب روسری خود را از سر برداشت. او دقایقی پس از شروع اعتراضش از سوی پلیس بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد. نرگس روز ۲۸ بهمن ماه با قرار وثیقه ۶۰ میلیون تومانی آزاد شد و روز پنجم اسفند ماه در دادسری فرهنگ و رسانه به سه اتهام عدم رعایت حجاب شرعی، تظاهر به عمل حرام و تشویق به فساد متهم شد.

پیش از این خانم ستوده در توضیح مغایر بودن اصل اتهام او با حکمش به کمپین گفته بود: «عمل نرگس با ظاهر شدن در ملاعام بدون حجاب شرعی مطابقت دارد اما در دادگاه اتهامش را تشویق به فساد گرفتند. در حالی که اتهام تشویق به فساد مطابق تعریف قانون هم ردیف با دایر کردن خانه فساد و فحشا است.»

به گفته نسرین ستوده «قوه قضاییه برای ایجاد ترس سعی می‌کند با متهم با جرم انگاری شدیدتری نسبت به عملی که مجازاتش مشخص شده برخورد کند بنابراین سعی می‌کند جرم را در قالب دیگری مطرح کند تا بتواند مجازات سنگین‌تری برای آن تعیین کند که این عمل غیرقانونی است.»

خانم ستوده که وکیل شاپرک شجری‌زاده یکی دیگر از دختران خیابان انقلاب هم هست گفت هنوز دادگاه خانم شجری‌زاده برگزار نشده است اما اتهام‌های او نیز شبیه خانم شریعتمداری و حسینی است.

ویدا موحد، متولد ۶۵ و دارای یک کودک، اولین زنی بود که اوایل دی ماه ۹۶ در اعتراض به حجاب اجباری روسری خود را از سر درآورد به چوب بست و بر بالای صندوق برق خیابان انقلاب ان را در هوا تکان داد. او پس از پایین آمدن از صندوق برق از سوی ماموران نیروی انتظامی بازداشت شد. مدتی بعد خبر آزادی او با قرار وثیقه در شبکه‌های مجازی منتشر شد. پس از انتشار خبر آزادی او دخترهای دیگری به نشانه اعتراض به حجاب اجباری بر بالای سکوی در خیابان ایستادند و روسری های خود را بر سر چوب کردند. آنها به دختران خیابان انقلاب معروف شده‌اند.

ده‌ها زن و مرد ایرانی طی روزهای نهم، دهم و یازدهم بهمن با در آوردن روسری و تبدیل آن به پرچم روی سکوهایی در پیاده‌روهای شهرهای مختلفی چون تهران، مشهد، اصفهان و رشت، به حجاب اجباری زنان اعتراض کردند. شاپرک شجری‌زاده، شیما بابایی، نرگس حسینی، اعظم جنگروی، مریم شریعتمداری و نرگس حسینی از جمله این دختران هستند. همچنان این حرکت اعتراضی در ایران ادامه دارد.

طنز : بازجویی از کودک رقصنده برج میلاد!

منتشرشده در

zimg_001_1

محمدرضا ستوده در ستون طنز امروز روزنامه جهان صنعت به ماجرای جنجال رقص کودکان در جشن کارکنان شهرداری تهران در برج میلاد پرداخت.

متن کامل این مطلب ذیل عنوان «بازجویی از کودک رقصنده!» به این شرح است:

بازجو: نام؟ 
دختربچه: پریسا

بازجو: شهرت؟ 
دختربچه: پری جنگ نرم!

بازجو: سن؟ 
دختربچه: هفت سال و نیم

بازجو: از کجا رقص ترکی رو یاد گرفتی؟ 
دختربچه: پایگاه نظامی مارگارت تاچر در ولایت قُندوز افغانستان

بازجو: این برنامه رقص از کی طراحی شده بود؟
دختربچه: از آگوست 2010

بازجو: کامل توضیح بده
دختربچه: برای برنامه‌ای که توی برج میلاد برگزار شد حدود 10 سال برنامه‌ریزی شده بود. ما چندتا دختر به خاطر همین برنامه متولد شدیم. از همون دوران جنینی روی ما کار می‌شد. مادران‌مون به سبک فراماسونرها غذا می‌خوردن تا ما از همون جنینی آداب فراماسون رو یاد بگیریم‌ اما چون هدف دولت انگلستان اجرای رقص ترکی در برج میلاد بود، از لحظه به دنیا اومدن‌مون به دستور تونی بلر توی گوش‌مون هدفون گذاشتن و آهنگ «پنجره دَن داش گلیر آی بری باخ بری باخ» رو پخش کردن.

بازجو: از کی وارد کشور شدین؟ 
دختربچه: همون روز مراسم. از طریق رابطه‌مون توی شهرداری تهران در پوشش دختران معصوم ایرانی وارد کشور شدیم. مراسم ساعت پنج شروع می‌شد. ما ساعت دوازده از فرودگاه کابل پرواز کردیم و ساعت چهار رسیدیم برج میلاد.

بازجو: رابطتون توی شهرداری کی بود؟
دختربچه: مشاور امور بانوان شهردار تهران. ایشون هم یه فراماسونر اومانیسته که به ماکیاول و اکسپرسیونیسم هم خیلی علاقه داره

بازجو: گرایش فلسفی خودت چیه؟ 
دختربچه: گفتم که…من از بچگی تحت تعالیم فراماسون‌ها بودم ولی اگه به خودم بود مکتب فرانکفورت رو انتخاب می‌کردم با چاشنی اندیشه‌های اسپینوزا و دکارت
 
بازجو: هدف از این عملیات چی بود؟ 
دختربچه: ضربه زدن

بازجو: ضربه زدن به چی؟ 
دختربچه: نمی‌دونم. فقط به ما گفتن این یه ضربه‌س!

بازجو: کل عملیات همین بود؟ 
دختربچه: نه. قرار بود با رقص ما مسوولان کشور گیج بشن و نیم ساعت بعد هلیکوپترهای آمریکایی دوباره توی طبس فرود بیان و سربازان آمریکایی از پایانه اتوبوسرانی طبس سوار اتوبوس بشن و بیان به سمت تهران

بازجو: پس چرا نیومدن؟ 
دختربچه: چون دو ساعت قبل از عملیات سیا متوجه شد اون روز از طبس به تهران بلیت نیس و هیچ اتوبوسی به سمت تهران حرکت نداره!

بازجو: پس چرا شما عملیات رو ادامه دادین؟ 
دختربچه: چون رییس سازمان سیا معتقد بود رقص آذری خیلی قشنگه. بچه‌ها هفت ساله تمرین کردن. حیفه کنسل بشه!
 
بازجو: الگوت توی زندگیت کیه؟ 
دختربچه: الگوی قلبیم الهام چرخنده‌س ولی بهم دستور دادن که الگوم سوفیا لورن باشه

بازجو: برای امروز کافیه. می‌تونی بری توی بند…

بازداشت خشونت‌آمیز و وضعیت نگران‌کننده محمد حبیبی در بند سپاه پاسداران

منتشرشده در

MohammadHabibi-e1520624300706

محمد حبیبی، معلمی که روز دوازدهم اسفند با ضرب و شتم و خشونت شدید و در مقابل چشمان دانش‌آموزانش بازداشت شد، همچنان بدون دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده در سلول‌های انفرادی بند دو الف سپاه پاسداران اوین زندانی است.

محمد حبیبی معلم ۳۹ ساله هنرستان اندیشه در شهریار با هیجده سال سابقه معلمی و از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران است. منبع مطلع به کمپین گفت ماموران سپاه پاسداران روز دوازدهم اسفند بدون ارسال احضاریه و حتی نشان دادن حکم بازداشت با تهدید سلاح گرم و استفاده از اسپری فلفل، محمد حبیبی را با ضرب و شتم در مقابل چشمان دانش‌آموزان بازداشت کرده‌اند.

این منبع به کمپین گفت: «ماموران با لباس شخصی بودند و نشان و اتیکت نداشتند و نه حکم بازداشت فقط یک برگه داشتند که روی آن آرم قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران بود، وقتی آقای حبیبی خواست مقاومت کند و گفت احضاریه بفرستید، یکی از ماموران اسلحه کمری را روی سرش گذاشت و یک مامور دیگر هم با اسپری فلفل به صورتش پاشید و با مشت و لگد و در برابر تعجب دانش‌ آموزان و عابران او را سوار خودرو کردند.»

این منبع به کمپین گفت ماموران پس از بازداشت محمد حبیبی در خیابان او را دست بسته به خانه برده‌اند و پس از ضرب و شتم مجدد در برابر همسرش و تفتیش کلیه وسایل خانه او را به زندان اوین منتقل کرده‌اند. منبع مطلع به کمپین گفت محمد حبیبی در حالی که به دلیل جراحات ناشی از ضرب و شتم به مراقبت نیاز داشته بدون درمان به سلول‌های انفرادی زندان دو الف سپاه پاسداران منتقل شده است.

محمد حبیبی از زمان بازداشت در دوازدهم اسفند به جز تماس کوتاه تلفنی با همسرش ارتباطی با اعضای خانواده یا وکیل نداشته است.

بر اساس ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری جمهوری اسلامی «با شروع تحت نظر قرار گرفتن، متهم می‌تواند تقاضای حضور وکیل نماید و وکیل می‌تواند با شخص تحت نظر ملاقات کند و ملاحظات کتبی خود را برای درج در پرونده ارائه دهد.» اما ماموران امنیتی در ایران با چشم‌پوشی قوه قضائیه، در مراحل تحقیقات از دسترسی متهمان به وکیل جلوگیری می‌کنند و پس از اخذ اعترافات اجباری با تهدید و فریب متهم و شکنجه، تنها در مراحل بعدی دادرسی اجازه دسترسی به وکیل را می‌دهند و انکار بعدی متهم و افشای این که اعترافات اجباری بوده نیز شنیده نمی‌شود و مورد رسیدگی قرار نمی‌گیرد.

منبع مطلع فعالیت‌های محمد حبیبی را صنفی و قانونی و در چارچوب نهاد قانونی کانون صنفی معلمان دانست و در این باره به کمپین گفت: «فعالیت‌ها در چارچوب کانون بوده که همه قانونی و با مجوز بوده ولی سپاه و اطلاعات کلا با هر فعالیتی مشکل دارند و ظاهرا با این که آدم ها از هر صنفی دور هم جمع شوند مشکل دارند، آقای حبیبی برای افزایش حقوق خودش و همکارانش تلاش می‌کرد، برای توسعه آموزش رایگان و رفع تبعیض تحصیلی تلاش می‌کرد و می‌نوشت، برای آزادی همکاران زندانی‌اش تلاش و رایزنی می‌کرد، هیچ کدام اینها قاعدتا نباید جرم باشد ولی در جمهوری اسلامی ظاهرا هست.»

بیست و نه تن از همکاران محمد حبیبی در هنرستان اندیشه و محل کار این معلم نیز در نامه‌ای بازداشت خشن همکارشان را ناباورانه، مایه شرمساری و غیرقانونی خواندند و اعلام کردند محمد حبیبی صرفا به فعالیت آموزشی در محیط کاری مشغول بوده و هیچ گونه اقدام غیر قانونی از ایشان مشاهده نشده است.

جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته تهدید، بازداشت و زندانی کردن فعالان صنفی و به ویژه معلمان را افزایش داده است، در حالی که طی یک تقسیم کار سنتی معمولا دو نهاد اصلی امنیتی در ایران یعنی وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران هر کدام حیطه فعالیت جداگانه‌ای دارند، معلمان و فعالیت‌های آنان از سوی هر دو نهاد به طور موازی سرکوب می‌شود، معلمان زیادی طی ده سال اخیر با پرونده‌سازی همزمان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران بازداشت، زندانی، تبعید و یا از کار اخراج شده‌اند. اسماعیل عبدی و محمود بهشتی دو تن از رهبران کانون صنفی معلمان تهران در حال حاضر هر کدام با یک پرونده از سوی وزارت اطلاعات دولت حسن روحانی و یک پرونده از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به حبس‌های طولانی محکوم و زندانی شده‌اند.