ماه: فوریه 2018

These Women Risked Imprisonment in Iran to Protest the Compulsory Hijab

منتشرشده در

In December and January of this year, Iranian women challenged the Islamic Republic’s compulsory hijab by waving their headscarves in public in various cities across Iran. They risked arrest, some were detained and some face serious charges. But they have not given up. They are the “Girls of Revolution Street.”

Advertisements

انتقال مجدد باقر نمازی به بیمارستان و موافقت نکردن با مرخصی درمانی او

منتشرشده در

C6450EDB-F0E3-4502-BF07-FCEB3DFF8810_w1023_r1_s-1

وکیل آمریکایی باقر نمازی، زندانی ۸۱ ساله روز دوشنبه ۱۲ فوریه (۲۳ بهمن ماه) در بیانیه‌ای اعلام کرد آقای نمازی شامگاه یکشنبه ۲۲ بهمن ماه مجددا به علت «نوسان شدید فشار خون شدید» به بیمارستان منتقل شده است. باقر نمازی پنج روز پس از بازگشت از مرخصی درمانی به زندان اوین، مجددا به بیمارستان منتقل شد. بازگشت او به زندان برخلاف نظر پزشک متخصص او و پزشک قانونی صورت گرفته بود و اکنون او در بخش قلب بیمارستانی در تهران بستری است.

باقر نمازی زندانی که با مشکلات قلبی و فشار خون مواجه است به دلیل افت شدید فشار خون و ضربان نامنظم قلب در دو روز متوالی ۲۳ و ۲۴ دی ماه به بیمارستان منتقل شد. روز ۲۳ سوم پس از اعزام به بیمارستانی به دلیل فقدان تجهیزات کافی برای درمان، مجددا به زندان بازگردانده شد و روز سه‌شنبه ۲۴ دی ماه به بیمارستان دیگری در تهران منتقل شد. پس از چند روز حضور در بیمارستان با تشخیص پزشک برای او چهار روز مرخصی درمانی در خارج از بیمارستان در نظر گرفته شد که این مرخصی تا روز شش فوریه تمدید شد.

جرد گنسر، وکیل آمریکایی باقر نمازی گفت موکلش «برخلاف نظر پزشک متخصص و پزشک قانونی که برای او سه ماه مرخصی درمانی درخواست کرده بودند به زندان بازگردانده شده است.»

باقر نمازی در تاریخ ۱۸ بهمن ماه برخلاف نظر پزشک متخصص و پزشک متخصص که بازگشت به زندان را برای او خطرناک دانسته و خواستار مرخصی سه ماهه برای او بودند به زندان بازگردانده شد و پنج روز بعد با وخامت حالش دوباره به بیمارستان بازگشت.

همچنین جرد جنسر وکیل آمریکایی باقر نمازی گفت: «اگر اتفاقی برای باقر نمازی بیفتد، مستقیما مسوولیتش به عهده مسوولان ایرانی است. او باید فورا برای مرخصی پزشکی آزاد شود. و ایران باید برای پیدا کردن یک راه‌حل برای تمام آمریکایی‌هایی که به نادرست در زندان هستند، از جمله سیامک نمازی ، فرزند باقر، در اسرع وقت با ایالات متحده وارد مذاکره شود.»
بابک نمازی فرزند او که در آمریکا زندگی می‌کند گفته است:‌ «من نمی‌دانم چه چیزی باید اتفاق بیفتد تا مقامات ایرانی به پدرم اجازه دهند تا طبق گفته پزشک قانونی به مرخصی درمانی بیاید.» او همچنین از مقامات ایران خواسته است: «از روی اصول بشردوستانه از مقامات ایرانی تقاضا می کنم تا به او اجازه بدهند که در حانه در مرخصی (پزشکی) بماند . واضح است که اگر آنها این کار را نکنند هر زمانی او خواهد مرد.»
بابک نمازی در بیانیه پیشین نیز گفته بود پدر سالمندش در در ساعات طولانی تحت بازجویی بوده و در مکان بسیار نامناسبی گهداری شده و زمان بسیار طولانی را در زندان انفرادی گذرانده است.» بابک نمازی نوشته است: «بسیار روشن است که این وضعیت مانند حکم مرگ خواهد بود.»
باقر نمازی برای پیگیری وضعیت فرزند بازداشت شده‌اش بهمن ماه ۹۴ به ایران آمد اما روز سوم اسفند ماه او نیز بازداشت شد. باقر نمازی که ۸۱ سال دارد، پیش از انقلاب ایران، استانداری خوزستان و معاون امور محلی و عمران شهری وزارت کشور ایران بوده است. باقر نمازی همراه با پسرش سیامک نمازی، هر دو به اتهام جاسوسی برای دولت متخاصم آمریکا به ۱۰ سال حبس در دادگاه انقلاب محکوم شدند و این حکم از سوی دادگاه تجدید نظر عینا تایید شد.
در حال حاضر پنج زندانی دیگر با تابعیت آمریکا و یا مقیم آمریکا با حکم‌های متفاوت در زندان اوین به سر می‌برند. کارن وفاداری شهروند ایرانی– آمریکایی، آفرین نیساری، شهروند ایرانی و مقیم آمریکا، رنزار زکانی شهروند لبنانی و مقیم آمریکا، ژیائو وانگ شهروند دوتابعیتی چینی – آمریکایی. رضا (رابین) شاهینی شهروند ایرانی– آمریکایی که در مرخصی به سر می‌برد ولی امکان خروج از ایران را ندارد. در مجموع هفت زندانی با تابعیت امریکا یا مقیم آمریکا در زندان اوین به سر می‌برند.

سی و دو وکیل دادگستری با دفاع از حق تشکل‌یابی کارگران خواستار آزادی رضا شهابی شدند

منتشرشده در

RezaShahabi-3

۳۲ وکیل دادگستری در ایران در بیانیه‌ای ضمن دفاع از حق قانونی ایجاد تشکل مستقل برای کارگران، خواستار آزادی رضا شهابی شدند که به اتهام فعالیت در سندیکای شرکت واحد بازداشت شده و علیرغم نظر پزشکان مبنی بر عدم توانایی تحمل کیفر زندان به دلیل ابتلا به بیماری‌های مختلف، همچنان در زندان مانده است.

بیانیه ۳۲ وکیل دادگستری که در میان امضا کنندگان آن نام‌های سرشناسی چون نسرین ستوده، ناصر زرافشان، صالح نیکبخت و یوسف مولایی به چشم می‌خورد، با استناد به قوانین داخلی و بین المللی ایجاد تشکل‌ها برای کارگران یک حق قانونی شناخته شده که رضا شهابی به دلیل تلاش برای آن بازداشت و زندانی شده است: « اتهام رضا شهابی اقدام به تشکیل غیرقانونی تشکل کارگری است. رضا شهابی به دلیل اقدام به آنچه در اسناد بین‌المللی بالا و حقوق اساسی، به عنوان «حق» شناخته‌ شده، محکوم به زندان شده است.»

این وکلا نوشته‌اند که این فعال کارگری به دلیل دو بار سکته ناقص در زندان، به تایید پزشکان امکان تحمل شرایط زندان را ندارد و ادامه حبس ممکن است سلامتی او را به طور جدی به خطر اندازد.

در این بیانیه تاکید شده است که سازمان بین‌المللی کار در اساسنامه‌ی خود حق داشتن تشکل‌های مستقل را در اموری که با قانون مغایرت نداشته باشد به رسمیت شناخته و این حق را در مقاوله‌نامه‌های ۸۷ و ۹۸ به‌عنوان آزادی تشکل‌ها و حمایت از حق رسمی تشکل به تصویب رسانده است.

مطابق مقاوله‌نامه‌ی ۸۷ سازمان بین‌المللی کار، همانطور که کارفرمایان می‌توانند تشکل مستقل داشته باشند، کارگران نیز بی‌هیچ‌گونه تبعیضی و بدون نیاز به اجازه‌ی قبلی، می‌توانند اقدام به ایجاد تشکل‌هایی با میل و اختیار آزاد کنند.

جمهوری اسلامی ایران یکی از اعضای فعال سازمان بین المللی کار است و با پیوستن به بسیاری از مقاوله‌نامه‌ها، قانونا متعهد به اجرای آن شده است اما در عمل با بازداشت و تعقیب قضایی فعالان کارگری به اتهام سازماندهی و تشکل‌یابی، با آن به صورت جرمی علیه امنیت ملی برخورد می‌کند.

در حقوق داخلی ایران نیز قانون اساسی به عنوان مهم‌ترین سند منبع حقوق در ایران در اصل ۲۶، حق داشتن تشکل را به رسمیت شناخته و مطابق این اصل «احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط بر اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند، هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت».
وکلای امضا کننده در پایان این بیانیه خواستار آزادی رضا شهابی و رفع نگرانی‌ خانواده و هم صنفی‌هایش شده است: «اقدام در جهت تأسیس تشکل کارگری را حق رضا شهابی و هر فعال کارگری دیگر می‌دانیم و با توجه به قوانین و مقررات و آیین‌نامه‌های متعدد جزایی که اجازه‌ی تحمل کیفر زندان را به زندانی بیمار، آن هم بیماری که دو بار سکته کرده و به نظر پرشکان معالج، ادامه‌ی زندان خطری جانی برای اوست، نداده است؛ خواستار آزادی رضا شهابی و رفع نگرانی از خانواده، همکاران، همراهان و هم‌صنفی‌های او هستیم.»

یک منبع مطلع به کمپین حقوق بشر در ایران گفت رضا شهابی که هیجدهم شهریور ۱۳۹۶ برای سومین بار زندانی شده و اینک در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می‌شود، روز هفدهم بهمن برای انجام آزمایش‌های مغزی به بیمارستانی در تهران منتقل شده اما بدون بستری شدن و تکمیل درمان به زندان بازگردانده شده است.

متن کامل بیانیه وکلای دادگستری در حمایت از رضا شهابی و حق تشکل‌یابی کارگران را که نسخه‌ای از آن برای انتشار در اختیار کمپین قرار گرفته همراه با اسامی وکلای امضا کننده در زیر بخوانید:
«تشکل کارگری در ماهیت نهادی است که داوطلبانه و مستقل از سوی کارگران یک حرفه یا صنعت، صرف‌نظر از تفاوت‌های عقیدتی، سیاسی، مذهبی و جنسیتی و نژادی در جهت حمایت از منافع کارگران و جلوگیری از تضییع حقوقشان شکل می گیرد. نخستین اتحادیه‌های کارگران در ایران در سال ۱۲۹۰ هجری شمسی تشکیل شد و در این تاریخ کارگران به‌ویژه کارگران چاپخانه‌ها، اتحادیه‌هایی را تشکیل دادند و برای حفظ و دفاع از حقوق کارگران جمع شدند. از آن تاریخ تاکنون فعال‌های کارگری بسیاری برای دفاع از حق قانونی داشتن تشکل مستقل فعالیت کرده‌اند.

اتهام رضا شهابی اقدام به تشکیل غیرقانونی تشکل کارگری است. رضا شهابی به دلیل اقدام به آنچه در اسناد بین‌المللی بالا و حقوق اساسی، به عنوان «حق» شناخته‌ شده، محکوم به زندان شده است.

شهابی، به‌رغم اینکه سال‌های محکومیت را با تنی رنجور سپری کرده است اما همچنان با وضعیت جسمی بیمار و نیازمند به مراقبت پزشکی، درمان و معالجه در زندان به سر می‌برد.

از منظر دادرسی در دعاوی کارگری، اصل بر حل اختلاف در مراجع اداره‌ی کار بوده و این دعاوی می‌بایست مطابق با قانون کار و از طریق آیین دادرسی کار رسیدگی شوند، بنابراین قضایی کردن مسئله‌ی فعالیت و اقدام در جهت ایجاد تشکل کارگری توسط رضا شهابی که حق هر کارگری است با اصول حمایتی حقوق کار و فلسفه‌ی پیدایش حقوق کار، اساسنامه‌ی سازمان بین‌المللی کار و مقاوله‌نامه‌های بین‌المللی مغایر بوده و در همه‌ی این سطوح منجر به نقض حقوق کارگران خواهد شد.

پزشکی که رضا شهابی را معاینه کرده، گواهی داده است که شهابی دیگر تحمل زندان را ندارد و وضعیت جسمانی مناسبی نداشته و همسر ایشان، ربابه رضایی، نیز تأیید کرده که در ملاقاتی که در زندان رجایی‌شهر با شهابی داشته، متوجه شده که او سکته کرده است. ربابه رضایی گفته است که در جریان انتقال همسرش به درمانگاه امام خمینی، پزشک معالج تشخیص داده او دیگر نمی‌تواند زندان را تحمل کند. رضا شهابی پیش از سکته در زندان نیز دردهای عضلانی و کلیوی و کمر درد شدید داشته اما همچنان در زندان با این بیماری‌ها دست و پنجه نرم می‌کند .

مطابق آیین‌نامه‌ی اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی (مصوب ۱۳۸۴) و آیین‌نامه‌ی تفکیک و طبقه‌بندی زندان (مصوب ۱۳۸۵) می‌بایست از رضا شهابی به نحوی نگهداری و مراقبت می‌شود که سلامتش به عنوان حق یک زندانی حفظ می‌شد اما امروز رضا شهابی در زندان سکته کرده و حال و روز او در زندان بدتر از حال و روز او در بیرون از زندان شده است و اکنون دیگر ادامه‌ی تحمل این کیفر برای این فعال کارگری تهدیدی علیه جان او شده است.

ما، وکلا و حقوق‌دانان، با عنایت به فلسفه‌ی حقوق کار، اصول حمایتی آن و به استناد حق تأسیس تشکل مستقل کارگری مطابق اساسنامه‌ی سازمان بین‌المللی کار و مقاوله‌نامه‌های آن و مطابق با اصل ۲۶ قانون اساسی؛ اقدام در جهت تأسیس تشکل کارگری را حق رضا شهابی و هر فعال کارگری دیگر می‌دانیم و با توجه به قوانین و مقررات و آیین‌نامه‌های متعدد جزایی که اجازه‌ی تحمل کیفر زندان را به زندانی بیمار، آن هم بیماری که دو بار سکته کرده و به نظر پرشکان معالج، ادامه‌ی زندان خطری جانی برای اوست، نداده است؛ خواستار آزادی رضا شهابی و رفع نگرانی از خانواده، همکاران، همراهان و هم‌صنفی‌های او هستیم.»

اسامی امضا کنندگان:

۱. حسین احمدی نیاز ۲. آرش کیخسروی ۳. آرش دولتشاهی ۴. عباس امیری ۵. معصومه فناییان ۶. مریم فتحعلی زاده آهنگر ۷. اویس حامد توسلی ۸. مژگان جهانمردی ۹. جاویدان زرگری ۱۰. امیر رییسیان ۱۱. نسرین ستوده ۱۲. مرجان صحرایی ۱۳. صالح نیکبخت ۱۴. محمود علیزاده طباطبایی ۱۵. مادح جمشیدی ۱۶. ناصر زرافشان ۱۷. غلامرضا طوسی ۱۸. حمیدرضا اثیمی ۱۹. پیام ابوطالبی ۲۰. نیلوفر امینی ۲۱. محمد مقیمی ۲۲. جمال حیدری منش ۲۳. محمد نجفی ۲۴. خورشیدی ۲۵. امید سلطانی ۲۶. اکبر براری ۲۷. پرستو کیان ۲۸. محمد شریف ۲۹. سپیده ایرانپاک ۳۰. یوسف مولایی ۳۱ . شهلا اطهری ۳۲. میترا آزرم

تعدادی از بازداشت شدگان اعتراضات اخیر در دورود به زندان محکوم شدند

منتشرشده در

eterazat-deymah-300x191.jpgدادگاهی در شهر دورود در ایران تعدادی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶ این شهر را به اتهام “اخلال در نظم و آسایش عمومی” به تحمل یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرده است. کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا استفاده از مجازات‌های تحقیر آمیز و نافی کرامت انسانی مانند شلاق را ممنوع کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بی بی سی، این شش نفر علاوه بر اخلال در نظم، به تخریب اموال عمومی، تبلیغ علیه نظام و توهین به مقامات و مأموران هم متهم شده بودند.

همچنین اتهاماتی مبنی بر نوشیدن مشروب، استعمال مواد مخدر و نگهداری از مشروبات الکلی به آنها زده شده بود که جز در یک مورد منجر به محکومیت نشده است.

متهم هفتم در این پرونده تبرئه شده است.

حکم دادگاه بدوی و قابل تجدیدنظرخواهی است.

در جریان اعتراضات روز ۹ دی در شهر دورود در استان لرستان ایران که تا چند روز پس از آن هم ادامه یافت دست کم دو نفر کشته شدند.

مقامات ایران دست داشتن مأموران در تیراندازی به سوی این دو نفر را تکذیب کردند و حتی بعدا وزارت اطلاعات گفت که قاتل یکی از آنها را بازداشت کرده است، اما جزئیاتی از هویت او ارائه نکرد.

لازم به ذکر است که کنوانسیون بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا استفاده از مجازات‌های تحقیر آمیز و نافی کرامت انسانی مانند شلاق را ممنوع کرده است.

تداوم بازداشت دو دانشجوی دستگیر شده در اعتراضات اخیر در زندان مرکزی ارومیه

منتشرشده در

eteraz-sarasari-300x191.jpgابراهیم مرادی و متین خالدی دو تن از دانشجویانی هستند که در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده و پس از اتمام مراحل بازجویی به زندان ارومیه منتقل شده‌اند. اتهام این افراد تبلیغ علیه نظام عنوان شده و در حال حاضر در بند جوانان زندان مرکزی ارومیه نگهداری می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ابراهیم مرادی و متین خالدی دو تن از دانشجویانی هستند که در دی‌ماه اخیر بازداشت شدند.

ابراهیم مرادی فرزند عبدالله از اهالی سردشت روستای نلاس و دانشجوی زیست شناسی است، وی در تاریخ ۱۰ دی‌ماه سال جاری توسط اطلاعات سپاه بازداشت و پس از گذشت ۱۶ روز در سلول انفرادی اطلاعات سپاه و با تکمیل مراحل بازجویی در تاریخ ۲۶ دی‌ماه به زندان مرکزی ارومیه منتقل شد.

متین خالدی فرزند کمال‌الدین اهل بانه و ساکن ارومیه دیگر دانشجوی بازداشتی است.
وی در تاریخ ۹ دی‌ماه توسط پرسنل وزارت اطلاعات بازداشت و پس از تحمل ۶ روز بازجویی و تحمل سلول انفرادی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در تاریخ ۱۵ دی‌ماه به زندان مرکزی ارومیه منتقل شد.
اتهام این افراد که در منازل خود بازداشت شدند، تبلیغ علیه نظام عنوان شده و در حال حاضر در بند جوانان زندان مرکزی ارومیه نگهداری می‌شوند.

Imprisoned Iranian-American Art Dealer Accuses IRGC of Judicial Interference

منتشرشده در


Karen-Vafadari-Afarin
Karan Vafadari: “I don’t think we will be justly treated unless there is greater and more effective international pressure.”

Karan Vafadari Arrested After Obtaining Legal Order to Force IRGC to Vacate His Building”

In a new letter from Evin Prison, Iranian-American art dealer Karan Vafadari has accused Iran’s Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) of pressuring the judiciary to impose heavy sentences on him and his wife, Afarin Neyssari.

Vafadari’s sister, Kateh Vafadari told the Center for Human Rights in Iran (CHRI) on February 5, 2018, that her brother was arrested “a few days after he got a court order to force the IRGC to vacate one of our ancestral buildings.”

“He was seeking his inheritance in an action that was completely legal but ended up being arrested,” added Kateh Vafadari, who lives in the US, in a phone interview with CHRI.

For the first time since announcing his 27-year prison sentence, Vafadari listed the exact charges he was convicted of: “collusion in plots against national security,” “storing smuggled foreign alcohol,” “possessing my father’s opium pipe,” and having 124 “inappropriate” movies, six packs of playing cards and marijuana.

“I probably won’t get out of Evin Prison before I’m 70,” wrote the 56-year-old.

“Given the IRGC’s influence over the judiciary and their determination to completely ruin our lives, I don’t think we will be justly treated unless there is greater and more effective international pressure. The simple reason is that they want to make an example of us or add us to their list of hostages,” he added.

Kateh Vafadari published her brother’s letter, dated January 20, 2018, on her personal blog on January 31.

At least 12 dual and foreign nationals and foreign permanent residents are being held in Iranian prisons. In November 2017, Reuters reported that at least 30 dual nationals had been arrested by the IRGC since the signing of the nuclear deal in July 2015.

A member of the Zoroastrian minority faith, Vafadari managed the Aun Art Gallery with his wife in Tehran before being arrested by the IRGC’s Intelligence Organization on July 20, 2016.

In late January 2018, Branch 15 of the Revolutionary Court in Tehran, presided by Judge Abolqasem Salavati—known for his hardline views and imposing harsh sentences in cases involving those accused of opposing state policies—sentenced Vafadari to 27 years in prison and 124 lashes, and Neyssari to 16 years in prison and 74 lashes. They have also been fined with more than nine billion rials ($243,000 USD).

The exact breakdown of the charges against Neyssari remains unclear.

In his letter, Vafadari said the IRGC had “tried to convince Afarin to give false statements against me, to say I was a member of the Mossad and the CIA… so they could hang me.”

More excerpts from Vafadari’s letter:

– “To show how ridiculous and biased these convictions are and how they are intended to bring the highest prison sentences, it is enough for me to point out that a few months ago some of our broken handicraft pieces were studied by antique experts and if they had truly been antiques, the authorities would have sentenced us to death. That was their intention from the very beginning. I am sure this is the truth. They were looking for money transfer documents that could have been considered money laundering and interference in the country’s financial system.”

– “As innocents, we naively believed that keeping silent and avoiding interviews with the news media could provide an opportunity to resolve this issue in court, particularly after the judicial officials in Evin Prison rejected the initial espionage charges. But Judge Salavati’s ruling, which everyone believes was dictated by the IRGC, destroyed any illusions of fairness, justice, rule of law or autonomy. It’s now clear that without an active intervention, there’s no chance I will be freed in the near future or perhaps ever. Don’t forget I’m 56.”

– “Despite all the tricks and illegal tactics used during our interrogation, we were cleared of the initial charges concerning ‘espionage’ and ‘cooperation with foreign governments against Iran’s interests.’ Not even Judge Salavati could bring such baseless charges against us. But instead, we were convicted of ‘collusion in plots against national security’—another baseless charge… and to try to prove it, all they presented were our ‘feminist videos,’ ‘unacceptable visual works of art,’ and a few emails exchanged with the Prince Claus cultural fund (in Holland).”

– “Even though as a Zoroastrian I’m legally allowed to produce and consume alcohol as a religious minority, … I have been sentenced to a year and a half in prison, 74 lashes and fined about $40,000 for making wine that was for my private consumption.”

– “I was charged with ‘storing smuggled foreign alcohol’ and sentenced to three years in prison and fined $150,000 even though they were gifts from my diplomat friends.”

– “In addition, I was charged with and convicted of: 1) Keeping my father’s opium pipe in a box that I always had as a memento in my storage room. My father used it 40 years ago for treating Parkinson’s, which at the time was an unknown disease in Iran. 2) Having 124 ‘inappropriate’ CDs, 3) Having six packs of playing cards that you can buy from any peddler or gas station, 4) Having marijuana, which was found in our gardener’s house.”

– “It’s unbelievable that Afarin has been sentenced to a year in prison, 50 lashes and a monetary fine for ‘presenting and selling works of art against Islamic values.’ Those who have visited her gallery know this accusation is not true. Although, we did have some ‘inappropriate’ art in our house, which is completely legal.”