روایت محمدرضا عالی‌پیام، شاعر و طنزپرداز منتقد، از دعوتش به مهمانی افطاری محمود احمدی‌نژاد

منتشرشده در

zimg_001_9.jpg

امروز یک تلفن با شماره ناشناس داشتم
-الو بفرمایید
– سلامن علیکم. آقای عالی پیام؟
– بفرمایید خودم هستم
– من از دفتر آقای دکتر احمدی نژاد زنگ میزنم. ایشون شما را به ضیافت افطار امشب دعوت کردند.
-ببخشید گفتید کی؟
– دکتر احمدی نژاد
– کدوم احمدی نژاد؟
– رییس جمهور سابق
– عجب! اشتباه نمی کنید؟
– خیر خودشون فرمودند شما را حتمن دعوت کنیم.
– شوخیه؟
خیر، خیلی هم جدیه. آدرس اس کنم براتون؟
– خب خیلی بد شد. چون من در سفر هستم
– خب پس ایشالا فرصت های بعدی
بعد هم تلفن را قطع کرد. پیش خودم گفتم از چند حال خارج نیست. یا این که ایشون نمی دونه من کی ام! یا این که اون همه شعری که براش گفتمو نخونده یا این که سانسور شده بهش دادن خونده یا دیده من دارم از روحانی نقد می کنم فکر کرده می تونه رو من حساب کنه یا
فکرایی کرده که نباس میکرده یا این که تو بچگی سه دفعه انداختنش بالا دو دفعه شو گرفتن
چه عرض کنم
 محمد رضا عالی پیام – هالو

Advertisements

1 دیدگاه برای «روایت محمدرضا عالی‌پیام، شاعر و طنزپرداز منتقد، از دعوتش به مهمانی افطاری محمود احمدی‌نژاد»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s