ماه: مارس 2016

دیدبان حقوق بشر: ایران امکان دسترسی متهمان سیاسی به وکیل را فراهم کند

منتشرشده در

3D3E254B-82D7-48A7-83A7-E8B592418EDA_w640_r1_s.jpg

سازمان دیدبان حقوق بشر از حکومت ایران خواست که مطابق آیین دادرسی کیفری جدید امکان دسترسی زندانیان سیاسی و امنیتی به وکیل را فراهم آورد و محدودیت‌هایی را که در این زمینه وجود دارد از میان بردارد.

بیانیه این نهاد حقوق بشری روز پنج‌شنبه، ۵ فروردین، منتشر شده و تاکید می‌کند افرادی که به جرایم سیاسی یا جرایم مرتبط با امنیت ملی متهم شده‌اند باید از امکان دسترسی به وکیل در مرحله تحقیقات برخوردار باشند و همچنین بتوانند وکیل مورد نظر خود را انتخاب کنند.

این بیانیه می‌گوید سازمان دیدبان حقوق بشر مستنداتی را در اختیار دارد که نشان می‌دهد طی سال گذشته افراد متهم به این نوع جرایم در چندین مورد طی مراحل مقدماتی از داشتن وکیل محروم بوده یا تحت فشار مقامات قضایی مجبور شده‌اند که وکیل مدافع خود را تغییر دهند.

بیانیه دیدبان حقوق بشر می‌افزاید که چندین وکیل دادگستری با این سازمان صحبت کرده و گفته‌اند در موارد متعدد مربوط به اتهامات امنیتی دفتر دادستانی به آنها اجازه نداده که موکلین خود را طی تحقیقات اولیه ملاقات کنند و حتی اجازه نداده که به پرونده اتهامی دسترسی داشته باشند.

از جمله این وکلا صلاح فلاح است که وکالت نزار قبا، شهروند لبنانی، دستگیرشده در ایران را برعهده دارد. آقای فلاح گفته است که شعبه یک دفتر دادستانی در زندان اوین به او اجازه نداده است با موکل خود ملاقات کند.

بر اساس ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که به تصویب ایران هم رسیده، هر کس به ارتکاب جرمی متهم شود حق دارد از طریق ارتباط با وکیل منتخب خود و با داشتن وقت و تسهیلات کافی برای تهیه دفاعیه، به دفاع از خود بپردازد.

آئین دادرسی کیفری جدید ایران نیز تصریح می‌کند که متهمان می‏‌توانند طی مرحله تحقیقات مقدماتی وکیلی برای خود انتخاب کنند، مگر افرادی که به جرایم امنیت ملی متهم شده‌‏اند‏ که در این مورد دسترسی به وکیل تنها می‏‌تواند تا یک هفته به تأخیر بیفتد.

اما دیدبان حقوق بشر در گزارش خود مثال‌های متعددی از نقض این قانون آورده، از جمله در رابطه با پرونده احسان مازندرانی و عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگاران زندانی، و سیامک و باقر نمازی، شهروندان ایرانی آمریکایی که وکالت آنها را محمود علیزاده طباطبایی بر عهده دارد.

آقای علیزاده طباطبایی عنوان کرده از زمانی که آئین دادرسی کیفری جدید به اجرا درآمده است، وی به پرونده موکلینش طی مراحل تحقیقات مقدماتی، دسترسی نداشته است.

آزار و شکنجه؛ کوتاه از وضعیت غیرانسانی زندان میناب

منتشرشده در

Minab_Prison-300x191.jpgدر زندان میناب علاوه بر شرایط غیر‌انسانی زندان، شکنجه ای عجیب برای تنبیه زندانیان وجود دارد که مسئولین زندان آن را «پا زیارت» می نامند و می گویند زندانیان را «شفا می دهد». در این گزارش احتمال آزار جنسی زندانیان کم سن‌و‌سال توسط زندان‌بانان نیز مطرح می‌شود.

یک زندانی که به تازگی از این زندان آزاد شده در این باره به هرانا گفت: “ستونی در زندان وجود دارد که زندانیان برای تنبیه به آن دست‌بند و پابند می شوند، به نحوی که نمی توانند سر خود را بچرخانند و این تنبیه شاید تا ۱۰ الی ۱۵ روز طول بکشد. مسئولین زندان نام این ستون را «پا زیارت» نامیده اند و می گویند این ستون زندانیان را «شفا می دهد».”

این منبع همچنین شرایط زندان میناب را غیرانسانی توصیف کرد و افزود: “وضعیت بهداشت، غذا و درمان در این زندان بسیار بد و غیر انسانی است. اعزام به بهداری بسیار با تأخیر انجام می شود و یا کلا انجام نمی شود. حتی موردی بوده است که تزریقات به پشت زندانی به جای اعزام به بهداری، از پشت میله های زندان و به صورت سرپایی صورت گرفته است.”

این منبع همچنین به آزار جنسی زندانیان کم سن‌و‌سال توسط زندان‌بانان اشاره کرد و مدعی شد: “زندانیان به این عمل شنیع اعتراض کرده و آن را برای رئیس زندان به اثبات رساندند، اما به جای تنبیه زندانبان خاطی، خود زندانیان معترض تنبیه و تبعید شده اند.”

زندان میناب با ظرفیت حدود ۱۰۰۰ زندانی در شهرستان ۳۰۰ هزار نفری میناب در ۱۰۰ کیلومتری شرق بندرعباس مرکز استان هرمزگان واقع است.

همایون شجریان از پدرش نوشت

منتشرشده در

zimg_001_23.jpg
همایون شجریان در صفحه‌ی فیس‌بوکش با انتشار عکسی از پدرش محمدرضا شجریان نوشته که امن‌ترین جای دنیا قلب مردم است و خوشا به‌حال کسانی که لایق قلب مردم هستند.
متن کامل نوشته‌ی این خواننده بدین شرح است:
«امن‌ترین و گرم‌ترین جای دنیا، همون جایی که دیگه نیاز به هیچ چیز و هیچ کس نداری. جایی که از هیچ چیز نمی‌ترسی و بهت آرامش میده و عزیزت می‌داره. جایی که آخر هر تلاشی باید آرزو کنی اونجا باشی و وقتی اونجا بودی دیگه همه تلاشت رو برای اون می‌کنی. جایی که قانونش فراتر و پرقدرت‌تر از هر قانونیه. جایی که کسی نمی‌تونه بهش حکمرانی کنه و براش تصمیم بگیره. جایی که اونجا جاودانه میشی، هر لحظه متولد میشی و هرگز نمی‌میری. همون جایی که هم دنیاست و هم آخرت. جایی که با هیچ چیزی نمیخوای عوضش کنی، چون واقعاً امن‌ترین جای دنیاست چون با هیچ سیل و طوفان و زلزله‌ای خراب نمیشه… فقط قلب مردمه، قلب مردم، مردم و مردم. خوشا به حال اون کسانی که لایق قلب مردمن و به اونجا تعلق دارن.»

دیدار نوروزی پرویز پرستویی با پنج اسطوره بازیگری + عکس

منتشرشده در

zimg_001_1.jpg
پرویز پرستویی که در اختتامییه جشنواره فیلم فجر سیمرغاش را به عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی، داود رشیدی، علی نصیریان و محمدعلی کشاورز اهدا کرده بود در آستانه سال نو به دیدارشان رفت؛ بزرگانی که همیشه از آن‌ها به عنوان ˝پنج تن بازیگری˝ یاد کرده و معتقد است دیگر در سینمای ایران مانند آن‌ها تکرار نخواهد شد.
به گزارش هنرآنلاین به نقل از ایسنا، یکی از آداب سال نو دیدار بزرگان است، افرادی که حق گردن ما دارند و باید قدردان آنها بود. برای سینمای ایران هم چه بزرگانی مهمتر از عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی، داود رشیدی، علی نصیریان و محمدعلی کشاورز که هرکدام به تنهایی خاطرات چند نسل را شکل می دهند و برای بازیگران دیگر راهگشا بوده اند و برای دیدار با این بزرگان چه بازیگری مطرح تر از پرویز پرستویی که همیشه از آنها به نیکی یاد کرده و به عنوان الگو نام برده است.
دیدار با عزت الله انتظامی
دیدار با بزرگان بازیگری سینمای ایران با عزت الله انتظامی آغاز شد، آقای بازیگری که این روزها درگیر بیماری است اما مثل همیشه شیک پوش، با صلابت و خوش رو در کنار مجید انتظامی و عروس اش میزبان جمع حاضر بود. آقای بازیگری که دو سال پیش 90 سالگی اش را با حضور پرستویی جشن گرفتیم و حالا مشکلات ریه و کمر رد پای خودش را مشهود تر از گذشته بر او گذاشته است. اما همچنان سرشار از عشق به بازیگری است و وسواس همیشگی اش را به نقش هایی که پیشنهاد می شود دارد.
پرویز پرستویی با بیان اینکه همیشه در زندگی و بازیگری از عزت اله انتظامی الگو گرفته است گفت: آقای انتظامی به تعریف نیازی ندارد و نمونه بی‌بدیل بازیگری هستند. معتقدم قدرت عجیب و غریبی در بازیگری دارند که خدایی است و یک استثنا محسوب می‌شوند.
این بازیگر با یادآوری روزهای همکاری‌اش با انتظامی در فیلم «دیوانه از قفس پرید» یادآور شد: ایشان همیشه صبح زود در صحنه حاضر می‌شدند و بسیار به حرکاتشان دقت می‌کردم. یک بار ندیدم به صندلی تکیه بدهند چون لباس کارشان بود و نمی‌خواستند حالتش به هم بخورد. حتی میان کار نمی‌خوابیدند تا صورت جمع نشود و گریم به هم نخورد. هر موقع هم که نوبت بازی‌شان می‌شد اصلا سن و سال مطرح نبود و مثل یک نوجوان با اشتیاق مقابل دوربین می‌رفتند و حتی اگر بازی هم نداشتند به سر صحنه می‌آمدند تا بازی مقابلشان را ببینند.
انتظامی هم با یادآوری بازی های پرستویی خصوصا در «آژانس شیشه ای» اظهار کرد: خیلی خوب است آدم در کار هنری‌اش این ارزش را پیدا کند و چقدر خوب است تماشاگر را محترم بشمارد. برای من همیشه تماشاگر جایگاه بالایی داشته و در مقابلش تعظیم کرده‌ام و معتقدم تماشاگر بسیار مهم است. این هنرها در دل مردم جا بگیرد، بیرون نمی‌آید. باید تماشاگر تو را باور کند و اگر تو را قبول کرد برنده‌ای در غیر آن به درد نمی‌خورد.
آقای بازیگر که تصویرش در فیلم «گاو» در پوستر جشنواره جهانی فیلم فجر نقش بسته است به بازی اش در این فیلم اشاره کرد و از سختی های آن روزگار سخن گفت.
دیدار با علی نصیریان
منزل علی نصیریان مقصد دیدار بعدی بود که این بازیگر با وجود بیماری همسرش به تنهایی میزبان ما بود. بازیگری که همچنان می درخشد و این روزها در نقش «بزرگ آقا» سریال شهرزاد مخاطبان زیادی دارد بطوریکه پرستویی هم آن را مهم ترین ویژگی این سریال دانست و گفت: البته نیازی به گفتن من نیست اما کار شما حیرت انگیز است و لحظه به لحظه با نگاهتان تماشاگر را غافلگیر می کنید. من و همسرم مخاطب پروپاقرص «شهرزاد» هستیم و یک لحظه آن را رها نمی کنیم.
پرستویی که در «دیوانه از قفس پرید» با این بازیگر هم بازی بوده است علاقه اش به بازی علی نصیریان را مربوط به سالهای خیلی دور عنوان کرد و ادامه داد: جزو کسانی بودم که به مقابل اداره تئاتر می آمدم تا امثال شما، پرویز فنی زاده و منوچهر فرید را وقتی خارج می شدید ببینم. اگر علاقمند بازیگری شدم نتیجه دیدن تئاتر ها و فیلم هایی مثل «گاو»، «پستچی» و «آقای هالو» بود و معتقدم شما پنج تن کاری در بازیگری کردید که تکرار نمی شود.
علی نصیریان هم با بیان اینکه از هر نسلی افراد شاخصی پیدا می شوند گفت: خود شما هم از پدیده های نسل بعد ما هستید و قطعا در این دوره هم پیدا خواهد شد و بسیار امیداور هستم.همین دیروز جوانی از شیراز که رباعی می گوید کتابش را فرستاد که واقعا حیرت زده شدم و معتقدم خیام عصر حاضر است.
این بازیگر پیشکسوت پس از خواندن ابیاتی از این کتاب با اشاره به زمان ورودش به بازیگری آن را با شرایط امروز متفاوت دانست و ادامه داد: آن زمان جوان ایده آلی داشت و دنبال چیزی بود اما الان معلوم نیست باید دنبال چه باشد. در حال حاضر آموزشگاه های ما اعتنایی به بیش از هزار سال شعر ما ندارند در صورتیکه داخل آن فکر، اندیشه و همه چیز هست.
نصیریان که کتاب خاطرات پرستویی را به عنوان هدیه از این بازیگر دریافت کرد با آرزوی دیدن کارهای درخشان تر در آینده از او خواست به تربیت بچه های نسل بعد از خود بپردازد.
این بازیگر درباره حضورش در سینما به گفت: باید نقشی با شد که به سن و سال من بخورد و دیگر از من گذشته نقشهای سخت را مانند آنچه سالها پیش در «جادههای سرد  مقابل دوربین رفتم را بازی کنم.
دیدار با داود رشیدی
منزل داود رشیدی مقصد بعدی ما بود که به همراه همسرش احترام برومند و دخترش لیلی پذیرای حضور پرستویی و خبرنگار و عکاس ایسنا بودند.
پرستویی با یادآوری همکاریاش با داود رشیدی در سریال «آوای فاخته» گفت: آن موقع تلویزیون خیلی خوب بود و قرار بود کارهای خوب ساخته شود. 5 ماه در کرمان بودیم و آقای رشیدی نقش پدر من را بازی می کردند. ایشان روحیه متفاوتی نسبت به هم سن و سالانشان دارند و آنقدر صمیمی می شوند که آدم فاصله را نمی فهمد.
وی ادامه داد: وقی در جشنواره جایزه گرفتم به صنلی ها نگاه می کردم جای خالی این عزیزان را می دیدم افرادی که بودنشان به مراسم وزن می دهد و قطعا ارزش جایزه برای من هم بیشتر می شد. دوست داشتم مانند کشورهای دیگر در ردیف جلو این پیشکسوتان را می دیدم.
احترام برومند با اشاره به مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر و اهدای سیمرغ توسط پرستویی به داود رشیدی و چهار بازیگر دیگر اظهار کرد: داود مراسم را زنده از تلویزیون می دید و اعلام شما ما را بسیار خوشحال کرد. این کارها روی پیشکسوت ها تاثیر زیادی دارد کسانی که زمانی رونق اصلی همین جشنواره بودند و یادم هست سال های اول داود 6، 7 فیلم در جشنواره داشت.
وی ادامه داد: کتاب و تئاتر از ذهن داود دور نمی شود و همچنان علاقه زیادی به مطالعه دارد.
پرستویی بار دیگر با اشاره به سریال «آوای فاخته» گفت: افتخار می کردم که در انجا نقش پدر و مادرم را داود رشیدی و نیکو خردمند داشتند نقش هایی که امروز پیدا کردن بازیگر مناسب برایش بسیار سخت است.
دیدار با جمشید مشایخی
جمشید مشایخی دیگر بازیگری بود که به دیدارش رفتیم و علی رغم بیماری که داشت اعلام کرد:دو روز در خانه افتاده بودم اما الان با آمدن شما بسیار بهتر شدم.
مشایخی با بیان اینکه سالهاست عاشق پرویز پرستویی است گفت: این رک گویی و اینکه مجیز کسی را نمی گوید ارزش زیادی دارد آن هم در روزگاری که همه متملق شدند. همچنین فاطمه معتمد آریا که او هم بازیگر باشخصیتی است.
این بازیگر در صحبت هایش به ناصر تقوایی اشاره کرد و ادامه داد: چرا این هنرمند بزرگ نباید کارکند؟ چرا شرایط برای او فراهم نیست و این جای تاسف دارد.
پرستویی در ادامه صحبتهای مشایخی گفت: الان وضعیت به گونهای است که به ناصر تقوایی بگویند کار کن هم نمیکند و این نامردی است که وضعیت را به جایی برسانیم که بگوید کار نمیکنم. در شرایطی که برای حیوانات جمع میشویم و اعتراض میکنیم چرا ما سینماییها برای کار نکردن تقوایی اعتراض نمیکنیم؟
این بازیگر با اشاره به همبازی شدن در دو فیلم «بانوی من» و «سیزده59» در کنار مشایخی از فروتنی و اخلاق او به عنوان ویژگی گم شده در سینمای امروز یاد کرد و گفت: ای کاش بازیگرانی که غوره نشده مویز میشوند از امثال ایشان الگو بگیرند.
دیدار با محمدعلی کشاورز
منزل پنجمین بازیگر پیشکسوت محل آخرین دیدار ما بود و محمد علی کشاورز که این روزها در منزل به فیزیوتراپی برای بهتر شدن وضعیت پایش مشغول است میزبان ما بود.
پرستویی با اظهار تاسف از اینکه تاکنون فرصت همبازی شدن با کشاورز را نداشته است از تئاتر ها و فیلم های این بازیگر یاد کرد و گفت: 200 سال دیگر هم نقش های شما تکرار نمی شود و شما نسلی آشنا به همه چیز بودید. شماکه نقش‌هایی مثل شعبان استخوانی و یا فیلم «مادر» را بازی کردید و همیشه برایم سوال بود چگونه به این نقش‌ها رسیده اید. نقش هایی که باید با یک دنیا مطالعه مقابل دوربین رفت و برای بازی در نقش یک لات حداقل باید 8 جلد تهران قدیم را خواند.
کشاورز هم پرستویی را به معنای واقعی کلمه هنرمند دانست که خصوصیات انسانی را دارد و ادامه داد: در دانشکده استادی بنام حسین تهرانی داشتیم که میگفت اول آدم باشید بعد هنرمند که این مصداق پرستویی است. جوانان باید ببینند شما چه کردید و چگونه سمبل بازیگری شده اید.
این بازیگر که بیشتر وقتش را به مطالعه میگذراند با اظهار تاسف از اینکه بازیگران امروز شناخت کمی نسبت به سرزمینشان دارند گفت: بچهها باید بگردند و مملکت خودشان را یشناسند و مردمی که در این مملکت زندگی میکنند.
پرستویی در ادامه صحبتهای کشاورز اظهار کرد: امروز به هر کجا رفتیم تاکید بر ادبیات، شعر و اخلاق بود. من هم به دنبال آرمانها و اهدافی میگشتم که این عزیزان یاد دادند که امروز نیست و به خاطر همین انگیزه بازیگری ام کم شده است.
پرویز پرستویی بعد از پایان این دیدارها که بیش از 8 ساعت ادامه داشت با اظهار خوشحالی از فراهم شدن چنین فرصتی اظهار کرد: پشتوانه من این عزیزان هستند که به آن‌ها افتخار میکنم. من متکی به این نسل هستم و همیشه من کوچکترین گفته‌ام که پیرو مکتب این اساتید هستم.
وی ادامه داد:‌ آدم‌هایی که هنوز هم به روز هستند. متاسفانه کسانی که در این حرفه مدعی هستند اگر از آن‌ها بخواهید 4 خطر شعر بگویند یا یک کتاب نام ببرند به مشکل می‌خورند و بعد هم میخواهند اتفاقات عجیب و غریب برایشان بیفتد که در نهایت هم نمیافتد.
پرستویی افزود: خوشحالم که آخر سال 94 فرصت شد سراغ این عزیزان بروم و دست این آدم‌ها را ببوسم و برای بعد انرژی بگیرم. بزرگانی که همیشه پیگیر کارهایشان بودم و افتخار میکنم که از نزدیک با این آدم‌ها حرف بزنم و امیدوارم نفس گرمشان مستدام باشد.
این بازیگر با تاکید بر اینکه باید از این بزرگان احترام گذاشتن و ادبیات گفتاری را یاد بگیریم گفت: خود من آدم کاملی نیستم و هنوز بعد از 60 سال نیاز به آموزش و تجربه دارم و دیدن این افراد خیلی از غلط‌هایی که در ذهنم داشتم را اصلاح کرد.
پرستویی در آستانه سال جدید از آرزویش برای سینما در سال 95 سخن گفت و اظهار کرد: آرزو میکنم در سال آینده همه خانواده سینما همدیگر را دوست داشته باشیم و اشکالات همدیگر را نقد کنیم و ایرادات هم را بگیریم و سعی کنیم همدیگر را حفظ کنیم.
وی افزود: آرزوی سلامتی و بهروزی برای سینمای ایران و همه اهالی آن به خصوص طول عمر برای 5 تن سینمای ایران دارم و امیدوارم سایه‌شان بر سر هنر ایران مستدام باشد.

عاملان حملات بروکسل ‹دو برادر بودند›

منتشرشده در

160323115638_brussels_attackers_640x360__nocredit.jpg

رسانه‌های بلژیک می‌گویند که دو برادر به نام‌های خالد و ابراهیم بکراوی دو تن از عاملان انفجارهای روز سه‌شنبه در بروکسل بودند و مظنون سوم نجم عشراوی است که به عنوان همدست عاملان حملات سال گذشته پاریس تحت تعقیب بود.

رسانه ها پیشتر از بازداشت عشراوی در اندرلخت خبر داده بودند، اما بعدا به نقل از منابع پلیس گفتند که فرد بازداشت شده عشراوی نیست.

هنوز مقامات رسمی هویت فرد بازداشت شده در اندرلخت را روشن نکرده اند.

پلیس و نیروهای امنیتی در تعقیب آقای عشراوی هستند.

تصاویر دوربین های مدار بسته فرودگاه سه مظنون را در کنار هم نشان می دهد، اما مقامات دادستانی می گویند که نمی توانند تأیید کنند که این سه نفر، برادران بکراوی و نجم عشراوی هستند.

دیروز سه شنبه ۲۲ مارس، وقوع دو انفجار در فرودگاه بروکسل و یک انفجار در متروی این شهر به کشته شدن ۳۴ نفر و مجروح شدن ۲۵۰ نفر منجر شد. گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) مسئولیت این حملات را به عهده گرفت.

دادستانی بلژیک روز قبل از حملات بروکسل، نجم عشراوی را به عنوان همدست صلاح عبد السلام، از عاملان حملات سال گذشته پاریس معرفی کرده بود.

دادستانی بلژیک گفته بود که عبدالسلام در سپتامبر گذشته با استفاده از خودرویی که اجاره کرده بود، دو بار به بوداپست، پایتخت مجارستان سفر کرد و دو مرد دیگر با مدارک شناسایی جعلی به نام‌های سفیان کیال و سمیر بوزید در خودرو با عبدالسلام همراه بودند.

اما آزمایش‌های دی‌ان‌ای نشان داد که هویت واقعی سفیان کیال، در واقع نجم عشراوی بوده است.

دادستان گفته بود که عشراوی متولد ۱۸ مه ۱۹۹۱ است و در ماه فوریه ۲۰۱۳ به سوریه سفر کرده بود.

160323115435_third_suspect_brussels_640x360_belgianpolice_nocredit
تصاویری که از نجم عشراوی منتشر شده است

نامه‌ «هالو» (محمدرضا عالی‌پیام ) به قاضی

منتشرشده در

zimg_001_16
 قاضی محترم،
حبس خود را کشیدم و آزاد شدم. هرچند معلوم نیست این خلاصی از زندان تا کی پایدار بماند و کی دوباره به حبس برگردم. دوستان «هم‌لباس شما و هم‌دل با من» در بازپرسی و در دادگاه به من گفته بودند: «عالی‌پیام! یک مقام کله‌گنده پشت پرونده‌ی توست و دستور داده حال تو را بگیرند تا دلش خنک شود.» برای همین هم شما چشم خود را بر قانون بستید و پرونده‌ای را که امر به مختومه بود باز کردید و به من حکم زندان دادید. وقتی هم که از اوین مرا به رجایی‌شهر آوردند، یکی از معاونان زندان، خصوصی به من گفت: دستور داده‌اند تو را به رجایی‌شهر بفرستند تا حالت را بگیرند.
علی‌ایحال هرچه بود گذشت. اما لازم می‌دانم مراتب سپاس خود را از شما به خاطر مسایل زیر اعلام کنم:
۱ـ خیلی‌ها به من لقب سوپاپ اطمینان رژیم داده بودند و می‌گفتند از خودشان است و چرا او را نمی‌گیرند و…؟ شما مرا از همه‌ی این اتهامات تبرئه کردید.
۲ـ یک سال فرصت کافی و بی‌دغدغه به من دادید تا بدون گرفتاری‌ها و کارهای روزمره و مهمانی‌ها و وقت تلف کردن‌های بیرون زندان، به کارهای تحقیقاتی نیمه‌کاره‌ی خودم بپردازم. هرچند به دستور مقامات زندان اجازه‌ی استفاده از کتابخانه را نداشتم، ولی بودند دوستانی که کتاب‌های مورد نیاز را برایم می‌آوردند.
۳ـ تشکر از شما به خاطر فراهم آوردن فرصتی طلایی برای یک سال زندگی با کسانی که معلول ظلم و فقر و بی‌عدالتی جامعه‌ای هستند که شما ساخته‌اید. لمس درد کسانی که مطرود اجتماع شده‌اند، ولی حق زندگی کردن دارند.
۴ـ تشکر از شما به خاطر برقرار کردن ارتباط تنگاتنگ هالو با قشری از جامعه که هیچ‌گاه با تفکر و مطالعه انسی نداشته است و انتقال افکار و اندیشه‌ی هالویی به آن‌ها. با خبر شدن‌شان از این‌که در بیرون زندان چه می‌گذرد و چه بر سر آن‌ها آمده است و چرا آمده است.
۵ـ تشکر از شما به خاطر ایجاد فرصتی مغتنم برای تشکیل کلاس‌های عروض و قافیه و آشنایی زندانیان با شعر و فرهنگ و ادب و از همه مهم‌تر، توان بیان درد خود به زبان شعر. حضور هالو در این زندان بیش از سی شاعر معترض تحویل شما داد. همه که اعدام نمی‌شوند. نیمی از این‌ها پس از سال‌ها حبس به جامعه باز می‌گردند. کما اینکه در زمان محکومیت خود من، بسیاری از این هنرجو‌ها آزاد شدند.
۶ـ تشکر از شما به خاطر عوض کردن رنگ و مزه و احساس اشعار من، شعرهایی که در زندان سروده شد و پخش گردید، با اشعار قبلم مقایسه کنید. آیا فکر کردید با زندانی شدن هالو دهانش بسته می‌شود؟ خیر، اشعارش صیقلی شد و واقع‌بینانه‌تر. چون من بخشی از جامعه را که زندانیان عادی و غیر‌سیاسی هستند تا به حال به این خوبی درک نکرده بودم.
۷ـ جناب آقای قاضی، در زندان شنیدم که شاعران دیگری را هم دستگیر و روانه‌ی زندان کرده‌اید. از این بابت هم از شما ممنونم. چون‌‌ همان‌طور که زمین از حجت خدا خالی نمی‌ماند، زندان نیز نباید از شاعران دگراندیش خالی بماند.
۸ـ جناب آقای قاضی، شما همراه هالو، اشعار هالو را وارد این زندان کردید. کسی هالو را نمی‌شناخت، ولی الان که شما دارید این نامه را می‌خوانید، دفترچه دفترچه اشعار هالو دارد رونویس می‌شود و خیلی از آن‌ها را از بر شده‌اند. باز اشتباه کردید.
۹ـ آقای قاضی، من یک آدم فرهنگی بودم. سرم به فیلم‌سازی‌ام بود و وقتی ممنوع کار شدم، به شعر. شما از من یک آدم سیاسی ساختید. بسیاری از فعالان سیاسی را فقط نام‌شان را شنیده بودم. ولی چه در این زندان و چه در اوین فرصت کافی برای آشنایی نزدیک با آن‌ها، نشست و برخاست و تبادل افکار فراهم آوردید. این اشتباه‌تان محشر کبرا بود.
خلاصه خواستید حالم را بگیرید، ولی ندانسته حال دادید. حتا عدم استفاده از باشگاه و کتابخانه و سالن سینما و بخش فرهنگی و مرخصی و عفو عمومی و عفو مشروط و راه‌به‌راه محرومیت از ملاقات حضوری و این‌ها هم حالم را نگرفت. دمم گرم. نوروز باستانی بر شما هم مبارک.
از چنین فرصتی که ساخته‌ای
من که بردم، ولی تو باخته‌ای
من اگر پیرم و به زنجیرم
تو شدی خط خطی و من شیرم
از قضا یا قَدَر هر آنچه که بود
تو ضرر کرده‌ای و هالو سود
جان من مثل دفعه‌ی ماضی
باز هم اشتباه کن قاضی
باز هم جان استر و یابو
حال‌گیری کنید از هالو

مجید درخشانی به رغم برائت پرونده‌اش، همچنان اجازه کار ندارد

منتشرشده در

images3-300x191مجید درخشانی، آهنگساز و نوازنده تار می گوید به‌رغم پایان قانونی پرونده قضایی‌اش همچنان ممنوع‌الکار است.

درخشانی در پاسخ به سوالی درباره پرونده اتهامی‌اش گفت: “به لحاظ قانونی تبرئه شده، اما به لحاظ عرفی، به گفته او، ممنوع‌الکاری‌اش صد در صد لغو نشده است”.

مجید درخشانی در دی ماه سال ۱۳۹۳ گفته بود که پلیس امنیت در رابطه با «استفاده از خواننده زن» از او بازجویی کرده است. پس از آن آقای درخشانی به دلیل آنچه تشکیل و سرپرستی گروه «ماه بانو» اعلام شد ممنوع‌الخروج و ممنوع‌الکار شد، از جمله اتهام‌های آقای درخشانی انتشار گسترده کلیپ‌های موسیقی با صدای زنان در شبکه‌های اجتماعی عنوان شده است. بیشتر اعضای گروه «ماه بانو» را نوازندگان و خوانندگان زن تشکیل می‌دهند.

ضرب و شتم خانواده‌ی زندانیان مقابل زندان اوین

منتشرشده در به‌روزرسانی شده در

photo_2016-03-20_16-00-37-300x191تعدادی از فعالان مدنی و اعضای خانواده‌های زندانیان عقیدتی سیاسی از جمله پدر «آتنا فرقدانی» که هنگام سال تحویل مقابل زندان اوین تحصن کرده بودند توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

جمعی از فعلان مدنی از جمله هواداران “محمد علی طاهری” و بستگان تعدادی از زندانیان عقیدتی سیاسی که به مرخصی نوروزی اعزام نشده بودند، هنگام سال تحویل جلوی زندان اوین تحصن کرده بودند تا سال جدید را در نزدیکی عزیزان خود شروع کنند، اما برخی از این افراد از جمله پدر آتنا فرقدانی کاریکاتوریست زندانی و دکتر فرهاد میثمی توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

محمد نوریزاد به عنوان یکی از حاضرین در صحنه در این رابطه گفت “امروز جلوی اوین، مأموران لباس شخصی که پانزده نفری می شدند، بسیار بداخلاق بودند. من و دکتر ملکی بالا بودیم. مقابل درِ ورودیِ زندان اوین. و دوستانمان پایین بودند و مأموران به آنها اجازه ی ورود نمی دادند. بل نیز اصرار به این داشتند که متفرق شوند. چیزی به ساعت هشت صبح نمانده بود که من و دکتر پایین رفتیم و از نزدیک دیدیم که یکی از مأموران دوستان ما را با ضرب و شتم می راند. سیلی محکمی زیر گوشِ پدرِ آتنا فرقدانی زد و جوانی را زیر مشت و لگد گرفت. آنقدر این جوان را زد که جوان به روی زمین در غلتید. بعد همو به سمت دکتر فرهاد میثمی رفت و او را هل داد و برایش لگد پراند و با مشت و لگد وی را مورد ضرب و شتم قرار داد.”

لازم به ذکر است که تعداد زیادی از زندانیان عقیدتی سیاسی در زندان های کشور به مرخصی نوروزی اعزام نشدند.

In Bid to Save Ailing Son, Political Prisoner’s Father Threatens Hunger Strike

منتشرشده در

hossein-ronaghi-father-demands-his-release-1.jpg

The father of ailing political prisoner Hossein Ronaghi Maleki will launch a hunger strike in front of the Tehran prosecutor’s office unless steps are taken to release his son.

“Hossein has been in prison for six years based on an illegal and unjust ruling,” Ahmad Ronaghi Maleki told the International Campaign for Human Rights in Iran. “I have written to the authorities many times requesting his release, especially considering his illnesses.”

“If he is not freed by the [Persian] New Year [starting March 20, 2016], I will go on hunger strike on March 26,” said Ahmad Ronaghi Maleki, adding: “I’m not asking for furlough for my son for the new year holidays. He has been in prison long enough. It’s really enough.”

“The officials have not replied to my numerous requests for his release. I have no other choice but to go on a hunger strike. I hope the officials will listen to me,” he told the Campaign.

Hossein Ronaghi Maleki, 30, was arrested on December 13, 2009 at his father’s home in Malekan, East Azerbaijan Province, and sentenced to 15 years in prison by Judge Yahya Pirabbasi for blogging comments critical of Iran’s 2009 presidential election.

The results of that election were widely disputed in Iran, and peaceful protesters were met with a violent state crackdown that left hundreds arrested and jailed.

Maleki was charged with “acting against national security” and “supporting and receiving money from foreign organizations.”

His 15-year prison sentence was upheld by the Appeals Court.

Maleki has been suffering from illnesses affecting his digestion, lungs and kidneys during the past six years he has spent in prison.

He has received two medical furloughs for urgent treatment. His second furlough, which began on September 4, 2014, required 1.4 billion tomans in bail (about $463,000 USD).

Maleki returned to prison on January 19, 2015 against the advice of his physicians.

Political prisoners in Iran are singled out for particularly harsh treatment, which often includes denial of medical care.

“On the morning of March 15 we had an MRI appointment to scan Hossein’s spinal cord. But they didn’t bring him out of prison,” Ahmad Ronaghi Maleki told the Campaign.

“When I asked, I learned that Evin Prison officials wanted to bring Hossein to the hospital in prison clothes but he objected,” he said.

“I’m really worried about my son’s condition,” added Ahmad Ronaghi Maleki. “Isn’t six years of torture and prison enough? He’ll never get well this way. Let him come out and recover by his family’s side.”

Following the recent prisoner swap between Iran and the United States, which resulted in the release of four detained Iranian-Americans, Ahmad Ronaghi Maleki asked why Iranian prisoners of conscience who don’t hold dual citizenship remained unjustly incarcerated.

“As a father I want my son to be free, too,” he told the Campaign in January 2016.

“All these years I have been running around shouting for my son’s freedom so that someone might hear me.”